نشست تخصصي اخلاق آموزشي در دانشگاه الزهرا
دكتر خسرو باقري در نشست تخصصي اخلاق آموزشي در دانشگاه الزهرا به ايراد سخنراني پرداختند. ايشان در ابتداي بيانات خود، به مسئله اخلاق آموزشي اشاره كردند و خاطر نشان كردند اخلاق آموزش ، مسئله اي است كه براي ما حياتي شده است به ويژه در جامعه ي ما ، شعار اخلاق از همان ابتدا مطرح بوده است و هنوز نيز ادامه دارد و اما در عمل، ما مشكلات زيادي داريم چه در سطح كلي جامعه و چه در سطح دانشگاهها
دكتر باقري در ادامه اذعان كردند از آنجايي كه اخلاق با مسائل اجتماعي، اقتصادي و سياسي و ... ارتباط دارد ناگريز اين پديده بد اخلاقي را بايد كاوش كرد و جنبه هاي مختلف آن را بررسي كرد. آن چيزي كه امروز ميخواهم به آن اشاره كنم نگاه ابزاري به علم است. در دانشگاه ، مسئله اخلاق با فعاليت ما كه علم ورزي است ارتباط تنگاتنگي دارد و يكي از چيزهايي كه ما را در زمينه اخلاق دانشگاهي دچار مشكل كرده است همين چيزي است كه در حال رشد است كه من از آن به عنوان نگاه ابزاري به علم ياد ميكنم. در نگاه ابزاري ما ميتوانيم براي رسيدن به هدفي ، به امور به عنوان ابزار نگاه كنيم . در نگاه ابزاري به علم ، علم را نردبان ترقي در نظربگيريم مثلاً براي كسب وجاهت اجتماعي، ارتقا در رتبه ها و مدارج علمي كه ملازم يكسري امتيازات مادي است اين يك نگاه به علم است اما در بعد ديگر ، امور را نگاه كنيم به اين دليل كه خودشان براي ما مهم هستند يعني پله اي براي گام بعدي نيستند و خود علم را مهم بدانيم. اين يك نگاه ذات گرايانه است. نگاه ذات گرايانه در برابر نگاه ابزاري به علم است. از نظر ايشان ، نگاه ذات گرايانه نيز مبتني بر دو نوع است 1- نگاه علم براي علم يا هنر براي هنر و.... در اين ديدگاه يك حالت بي تفاوتي نسبت به جامعه وجود دارد كه در حالت افراطي معيوب است چون انسان در جامعه زندگي ميكند و مسائل اجتماعي نيز نيازمند رسيدگي است لذا اين ديدگاه ميتواند ما را به عنوان يك اتم از جامعه مجزا مي كند. اما در نوع دوم، علم مفيد مطرح ميشود مثلا علم براي جامعه مفيد باشد .
دكتر باقري در ادامه سخنراني خود به ابزار آغشته به هدف و ابزار پيراسته از هدف اشاره و اذعان كردند. ابزار پيراسته از هدف ابزار انگاري تام است اما در ابزار آغشته به هدف، ابزار انگاري ملايم وجود دارد و يك نوع ذات گرايي در درون نهفته است.
استاد دانشگاه تهران تصريح كردند، متأسفانه امروز در دانشگاهها و مراكز آموزشي، يك نگاه ابزاري به علم وجود دارد مثلا تدريس را به عنوان كسب درآمد تلقي كنيم يا اگر مقاله اي نوشته شود نگاه صرف ارتقاي علمي و افزايش رزومه لحاظ شود در حالي كه در نگاه ذات گرايانه به علم ، محتواي مباحث مقاله نيز مهم است . در اين زمينه، اگر يك مقايسه اي بين نسل پيشين و نسل كنوني دانشگاهي داشته باشيم . در نسل پيشين ما از جمله در اساتيدي همچون دكتر كاردان ، دكتر شكوهي ، دكتر شريعتمداري و.. اگر اثري را مي نگاشتند به مثابه ابزار آغشته به هدف محسوب ميشد اما در عصر حاضر و نسل كنوني، دچار ابزارانگاري صرف هستيم و اسم گرايي در مقالات ما مشهود است كه به مثابه فرزند نامشروع است. دكتر باقري به نقل قولي از ابوريحان بيروني اشاره فرمودند و اذعان كردند ابوريحان معتقد بود نوشته هاي من مثل فرزندان من هستند و من به آنها علاقمند هستم . اما در عصر حاضر وسوسه اي بجان ما افتاده است و مدام در اين فكر هستيم تعداد مقالات ما زياد شود . اين چنين فضايي در دانشگاه هاي ما احساس ميشود و پيامدهاي اخلاقي سوء دارد كه در اين ارتباط ، اختلالاتي را شاهد هستيم از جمله رابطه من با خود علم ؛ يعني علم حقي دارد و كساني كه با علم مراوده مي كنند اگر حق را ادا كنند كار اخلاقي انجام ميدهند و اگر متعهد نباشند كار غير اخلاقي انجام ميشود. اخلاق يعني حرمت حق را داشتن ، افراد نسبت به علم تعهد دارد . مثلاً اگر در رشته روان شناسي يا علوم تربيتي تحصيل مي كنيم اين علم و يا رشته بر من حقي دارد و بايد اين حق را ادا كنم و آن اين است كه علم را رشد دهيم مثلا به اين فكر باشيم در رشته خود حرف جديدي بزنيم . اگر اين دغدغه در ما فرو بميرد يك بي تفاوتي نسبت به علم پيدا ميشود وكساني كه نگاه ابزاري به علم دارند همواره در پي آن هستند كه علم براي آنها مفيد باشد ولي خودشان براي علم مفيد نباشند. مثلا در دانشگاهها، استاد ركود علمي داشته باشد .
آيا استادي كه اين ترم تدريس مي كند نسبت به ترم قبلي اثرات جديد ، كتابها و مقالات جديد مطالعه كرده است ؟ يا منحصرا با دانش قبلي در تدريس ظاهر ميشود. اگر اين باشد نميتواند حق علم را ادا كند يا ارتباط اساتيد با دانشجو را ميتوان اشاره كرد . در نگاه ابزاري به دانشجو ، اين نگاه ميتواند ما را به انحطاط اخلاقي بكشاند . بدين صورت كه در فضاي دانشگاه ، استاد دانشجويان را موظف به چاپ مقاله كند در غير اينصورت نمره به دانشجو ندهد . اين موارد از اختلالاتي است كه در مراكز علمي و دانشگاهها شاهد آن هستيم و ما را دچار انحطاط اخلاقي مي كند.
این گزارش توسط خانم احمدآبادی آرانی، دانشجوی دکترای فلسفه تعلیم و تربیت، تهیه شده است.