اولین همایش ملی تربیت معلم برگزار می‌شود

به گزارش خبرگزاری مهر: با توجه به این‌که معلم یکی از مهم‌ترین ارکان نظام آموزشی است و با تربیت معلمان کارآمد و دارای شایستگی‌های حرفه‌ای لازم، تحقق انتظارات و اهداف تربیتی امکان‌پذیر خواهد شد، این همایش درصدد خلق فرصتی برای بسط دانش بومی و به اشتراک‌گذاری دیدگاه و تجربه صاحب نظران در سطح ملی درباره موضوع تربیت معلم است. دکتر تلخابی در پیامی پیرامون هدف برگزاری این همایش بیان می‌کند بدیهی است که تحولات اساسی در نظام تربیتی، وابسته به کیفیت نظام تربیت معلم است. در واقع، تربیت معلمان کارآمد و دارای شایستگی های حرفه‌ای لازم، تحقق انتظارات و اهداف تربیتی را امکان‌پذیر خواهد ساخت. از این رو، اکنون که در مسیر اجرای سند تحول بنیادین، نظام تربیت معلم در کشور وارد دوره جدیدی شده، لازم است صاحب نظران و اندیشمندان حوزه تعلیم و تربیت با مشارکت در گفتمان تربیت معلم به به‌سازی این رویداد مهم کمک نمایند. امید آن می‌رود که همایش ملی تربیت معلم فرصتی شایسته برای طرح دیدگاه ها و ایده‌ها فراهم ساخته و دستاوردهای این نوع گفت‌وگو برای به‌بود برنامه‌های تربیت معلم مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

 

سخنرانان اصلی این همایش، دکتر محمود مهرمحمدی(دکترای برنامه‌ریزی درسی و آموزشی و استاد تمام دانشگاه تربیت مدرس)، دکتر خسرو باقری(استاد تمام دانشگاه تهران در رشته فلسفه تعلیم و تربیت)، حجت‌الاسلام دکتر حمید پارسانیا(عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و عضو هیئت علمی گروه مطالعات انقلاب اسلامی و غرب‌شناسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی)، دکتر علی رجالی(دکترای آمار از دانشگاه استان فورد آمریکا نخستین برنده ایرانی جایزه جهانی پاول اردیش در سال ۲۰۰۸ میلادی عضو هیئت علمی دانشکده علوم دانشگاه صنعتی اصفهان)، دکتر محمدرضا سرکارآرانی(فوق دکتری روش‌های به‌سازی آموزش، استاد تمام دانشگاه تیکیو توکیو، استاد وابسته دانشگاه تهران)، دکتر عباس صدری(رییس دفتر منطقه‌ای آیسسکو در ایران) و دکتر خلیل غلامی(دکتری برنامه‌ریزی آموزشی دانشگاه هلسینکی فنلاند استادیار دانشگاه کردستان) می‌باشند.

اولین همایش ملی تربیت معلم با پی‌جویی اهدافی هم‌چون ایجاد فرصت برای تضارب آراء، بسط دانش بومی و به اشتراک‌گذاری تجارب و دیدگاه‌های صاحب‌نظران تربیت معلم در سطح ملی، ایجاد فرصت برای بازخوانی انتقادی سنت‌های تربیت معلم در ایران و جهان، ایجاد بستر برای سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی در تربیت معلم و دست‌یابی به کیفیت برتر و کمک به رسمیت یافتن تربیت معلم به عنوان یک عرصه تخصصی در جامعه علمی ایران برگزار خواهد ‌شد. با توجه به اهدافی که ذکرشان رفت، همایش ملی تربیت معلم در سه محور اصلی دنبال می‌شود:

الف) اسناد فرادستی و مبانی در تربیت معلم - سند تحول بنیادین و تربیت معلم - نقشه جامع علمی کشور و تربیت معلم - سند دانشگاه اسلامی و تربیت معلم - اساسنامه دانشگاه فرهنگیان - سند برنامه درسی ملی - تاریخ تحول تربیت معلم (در ایران و جهان) - فلسفه تربیت معلم - رسالت دانشگاه فرهنگیان و آینده تربیت معلم

ب) آموزش و برنامه‌های درسی تربیت معلم - اقتضائات برنامه‌های درسی در تربیت معلم - نقش و جایگاه کارورزی در تربیت معلم - برنامه‌های درسی غیررسمی- غیر متشکل (انتخابی/ اختیاری) تربیت معلم - اقتضائات تربیت معلم در حوزه‌های خاص (تربیت معلم چندپایه- تربیت معلم چند موضوعی- تربیت معلم روستایی و عشایری) - الزامات آموزش فعال و پژوهش محور در تربیت معلم - قابلیت‌های بستر مجازی برای تربیت معلم و توسعه حرفه‌ای معلمان - سنجش صلاحیت حرفه‌ای معلمان و دانشجو معلمان

ج) تحول و نوآوری در تربیت معلم - دانشگاه فرهنگیان به عنوان یک سازمان یادگیرنده - مدیریت تحول و نوآوری در تربیت معلم - مفهوم‌سازی و ایده پردازی در مدیریت، ساختار و تشکیلات تربیت معلم - نقد و ارزیابی الگوهای پذیرش دانشجو در تربیت معلم - الگوهای نوین توسعه حرفه‌ای معلمان (روایت پژوهی- درس پژوهی- اقدام پژوهی) - الگوهای جهانی تربیت معلم

 

 این همایش در دانشگاه فرهنگیان برگزار خواهد شد و علاقه‌مندان می‌توانند برای ثبت‌نام در همایش به این پیوند(http://hmt.cfu.ac.ir/performa?_action=guide) مراجعه کنند یا برای دریافت اطلاعات بیشتر با مدیر روابط عمومی همایش به شماره ۰۹۱۲۸۹۱۲۹۹۸ تماس بگیرند.

برگزاری مراسم بزرگداشت استاد محمدباقر بهبودی به همت انجمن قرآن

 

گروه اندیشه: در مراسم بزرگداشت استاد بهبودی که به همت انجمن قرآن برگزار شد، خسرو باقری و حمید احراری سخنرانی کردند. به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا)، در مراسم بزرگداشت استاد بهبودی، که عصر دیروز در محل باشگاه اندیشه و به مدد انجمن قرآن برگزار شد، خسرو باقری استاد دانشگاه تهران و حمید احراری پژوهشگر دینی به سخنرانی پرداختند. در این مراسم باقری به بیان مبانی تفسیری بهبودی و احراری به بررسی و نقد این مفسر و مترجم قرآن پرداختند.

مبانی تفسیر بهبودی ابتدا باقری در خصوص مبانی تفسیری بهبودی گفت: وی مبانی تفسیری حود را به صورت مشخص بیان نکرده و در برخی از مقدمه‌هایش اشاراتی به این مسئله داشته است. در خصوص مبانی تفسیری وی باید صورت‌بندی دقیقی ارائه کرد. مبانی تفسیری بهبودی را می‌توان دقت‌های لغوی و کلی‌گری دانست. باقری با ارائه مثال‌هایی از دقت نظر لغوی بهبودی در ترجمه معنای القرآن، تصریح کرد: به نظر وی ترجمه و تفسیر قرآن نیازمند دقت‌های لغوی است. وی به بخش‌هایی از قرآن که به خاطر وجود قراین حذف شده بود، توجه داشته و در ترجمه قرآن این بخش‌ها را می‌آورد، حاصل این مبنای تفسیری پیوستگی متن ترجمه قرآن است.

مبانی کل‌نگری درون و بیرون متنی در آثار قرآنی بهبودی وی با بیان اینکه مبنای دوم وی را می‌توان کل‌نگری نامید‌، گفت: بهبودی در معنای یک جمله تنها به کلمات محدود نمی‌کرد و در یک نظام معنایی به دنبال آن بودند. از این رو معنای جمله در رشته‌های پیوندی با نظام معنایی به دست می‌آید. باقری ادامه داد: ما در این راستا نوعی کل‌نگری درون متنی را در روش‌ ترجمه و تفسیر وی می‌بینیم که به خود متن به صورت کل نگریسته می‌شود. مثلا وی سیاق آیات را در ترجمه لحاظ می‌کرد و قبل و بعد آیه را مورد توجه قرار می‌داد. برای مثال وی در ترجمه سوره شمس مراجع ضمیرهای «ها» به شمس بازگرداند ، در حالی که علامه طباطبایی آن را در بخشی از آیه به «ارض» برگردانده‌اند که توجیه درون‌ متنی برای این مسئله وجود ندارد. این استاد دانشگاه تصریح کرد: در کل‌نگری درون‌متنی فاز دیگر به غیر از سیاق آیه، کل سوره است. وی کل سوره‌ها را نامگذاری کرد و فرض وی این است که هر سوره مضمون خاصی دارد که بر همین اساس نام خاصی به سوره در معانی القرآن اختصاص یافته است و در ترجمه آیات سوره تأثیر داده‌اند. باقری با بیان اینکه کل قرآن نیز در این کل‌گری درون متنی بهبودی مطرح است، گفت: در آیه «...وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ یَابِسٍ إِلاَّ فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ: و هیچ تر و خشکى نیست مگر اینکه در کتابى روشن [ثبت] است.» (انعام/59) وی مراد از کتاب مبین را علم الهی می‌داند و مانند علامه طباطبایی معتقد است که این کتاب همه چیز را در برندارد، بلکه همه مسائلی را که ناظر به هدایت انسان است را شامل می‌شود. وی ادامه داد: در ذیل کل‌نگری و به عنوان مبنایی دیگر، کل‌نگری برون متنی قرار می‌گیرد. قرآن در یک شرایط زمانی و مکانی خاصی نازل شده است و تأثیری میان درون و بیرون متن وجود دارد. حدیث یکی از مسائلی است که بیرون متن قرار دارد، پس ترجمه و تفسیر قرآن باید با احادیت صحیح هماهنگ باشد و توسط آن‌ها روشنی بیشتری بیابد. باقری با بیان اینکه بهبودی احادیث که دال بر صواب قرائت قرآن است را جعلی می‌دانست، گفت: وی معتقد بود قرآن کتاب تدبر است و نه کتاب کسب ثواب. وی قرآن را کتاب فرقان و راهیابی می‌دانست. این استاد دانشگاه افزود: شعاع بعدی هماهنگی بیرون متنی در خصوص تاریخ و واقعیات فیزیکی است. وی معتقد بود اگر ما از واقعیات با خبر باشیم، آیه را دقیق‌تر می‌فهمیم. برای مثال در آیه 22 سوره انبیا وی کوشش کرده است با اشاره به باور شرک درخصوص وجود خدایان کوچکتر و عدم جوابگویی خدای خدایان، به ترجمه آیه مورد نظر بپردازد. باقری ادامه داد: در نظام فکری اشعری اگر خدا همه محرمات را حلال اعلام می‌کرد، مشکلی ایجاد نمی‌شد، بهبودی با این نظر مخالف بود و اوامر خدا را دارای حکمت می‌دانست. وی تصریح کرد: نکته دیگر در کل‌نگری بیرون‌نگر واقعیات فیزیکی است، دانش ما در این خصوص نیز می‌تواند در فهم قرآن تأثیر داشته باشد. وی آیات قرآن را با توجه به علم امروز ترجمه می‌کرد و اگر وی در سال 200 قمری بود، برخی از ترجمه‌ها به صورت دیگری انجام می‌شد.

باقری ادامه داد: در زمینه هماهنگی بیرون‌متنی، وی قرآن را در هماهنگی با زمینه فرهنگی عربستان آن روز می‌فهمید و معتقد بود، مترجم برای ترجمه خود را تا جایی که می‌تواند در زمان نزول قرار دهد و مثل مخاطب رسول خدا، قرآن را بفهمد. در این جا مسئله عام‌تر از شأن نزول است. وی با بیان اینکه بهبودی در واقع از شئون نزول صحبت می‌کرد، گفت: مجموعه شأن‌های موجود در واقع شامل نحوه زندگی، خوراک، پوشاک، نظام سیاسی، دینی و .... دوران نزول را شامل می‌شود. باقری در پایان گفت: وی با توجه به شرایط اجتماعی نکته‌های بومی و غیر بومی قرآن را مشخص می‌کرد. فهم قرآن در نظرگاه بهبودی متغیر است، زیرا واقعیت‌های تاریخی و فهم ما از واقعیات فیزیکی تغییر می‌کند یه این صورت حقیقت‌های مطلق پذیرفته می‌شود هرچند میزان معرفت کم یا زیاد می‌شود. نسبیت مورد نظر وی معرفت‌شناختی وجود ندارد، هرچند وی به نسبیت معرفت اعتقاد داشتند.

 

جایگاه بهبودی در علم حدیث

پس از ابن‌داوود و مرحوم خویی است در ادامه نشست حمید احراری با بیان اینکه عصاره‌ کارهای حدیثی وی معرفت الحدیث است، گفت: این کتاب به فارسی ترجمه نشده است و می‌توان آن را کتابی غوغاآفرین نامید. احراری با بیان اینکه به نظر من در خصوص علم حدیث بهبودی پس از ابن داوود و مرحوم خویی قرار می‌گیرد، گفت: وی معتقد بود تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع) و طب النبی به معصومین تعلق ندارد و جعلی است.

وی ادامه داد: همچنین وی کتاب عقل و جهل کافی را به خاطر اینکه ترجمه‌ای از منابع زردشتی است حذف کرد. وی معتقد بود که در فاصله سال‌هایی که امامان حضور نداشته‌اند، تعداد احادیث بسیار زیاد شده است و این نشان از جعل‌های فراوان در این زمینه است. احراری در خصوص ترجمه قرآن بهبودی، گفت: به نظرم تنها سه ترجمه اصیل فارسی، به این معنا که توسط خود مترجم نوشته شده‌ باشد وجود دارد که عبارت‌اند از ترجمه‌های مرحوم پاینده، بهبودی و آیت‌الله صادقی تهرانی. وی افزود: بهبودی معتقد بود که غلات شبکه‌ای اجتماعی ایجاد کرده و برای احادیث جعلی خود تواتر ایجاد کردند. احراری با بیان اینکه بهبودی بسیار پرتلاش بود، گفت: وی بر صفحه‌بندی آثار خود نظارت داشت و آثار عربی وی غلط بسیار کمی‌ دارد. وی در نقد آثار بهبودی گفت: هرچند وی در ترجمه گزینش‌های بسیار زیبایی انجام داده‌اند، اما تحت تأثیر دیدگاه علمی بوده و جا پای بازرگان، سحابی پدر، رشیدرضا، احمدهندی و عبده گذاشت. از سوی دیگر وی بیش از حد به لغت‌نامه‌های عرب تاکید داشت و در برخی موارد مانند ترجمه صاعقه به برق، برخلاف دوران نزول ترجمه کرد، زیرا صاعقه به معنای رعد است. تلاش وی به انطباق متن با نیازهای روز، وفاداری وی را به متن تحت تأثیر قرار داده است و بهبودی برخی جاها ترجمه‌ را به واسطه هماهنگی با تفاسیر آورده‌ است. التزام وی به دیسکورس کلامی قرن ششم که عناصری یونانی و اعتزالی را دارد، وی را بر آن داشته است که تناقض در قرآن را نپذیرد، درحالیکه امروزه در زبان‌شناسی تناقض جزئی از زبان طبیعی دانسته می‌شود و قرآن نیز به زبان طبیعی است. احراری در پایان گفت: من ارادت به آقای خویی را به واسطه آشنایی با بهبودی پیدا کرده‌ام و معتقد هستم باید نظرات وی در جامعه طرح و آنگاه نقد کرد.

محمد باقر بهبودی؛  جنگ با اندیشه مشهور و گریز از اندیشه شهرت

 

مطلب زیر نوشته دکتر خسرو باقری در مورد استاد محمد باقر بهبودی است که در سایت آکادمیا دکتر درج شده است.

 

 

محمد باقر بهبودی؛

جنگ با اندیشه مشهور و گریز از اندیشه شهرت

 

خسرو باقری

دانشگاه تهران

 

  1. 1.     مقدمه

اندیشمندان بر دو دسته اند؛ اجماع گرا و اجماع شکن. دسته نخست، دانش هنجارین و مسلط بر فضاهای فکری را به رسمیت می­شناسند و در کار بسط و گسترش آنند. دانش هنجارین و مرسوم، نه تنها بر گذشته­ای غنی تکیه دارد و بر اجماع اندیشمندان پیشین سوار است و نه تنها در زمان حال، هنجار و معیار مشروعیت است و هر نظر مخالفی را با مُهر "خلاف شهرت" از اعتبار می اندازد و نابهنجار می نمایاند، بلکه آینده را نیز از آن خویش می خواهد و در پی آن است که هر نوآموز و نواندیشی را در چارچوب تعلیمی خویش بپروراند و دامنه امپراطوری خویش را هرچه بیشتر بگسترد.

بی تردید، اجماع روح اجتماع است زیرا بدون همگرایی، وحدتی بر جای نخواهد ماند. باز باید گفت که بی تردید، اجماع می تواند نشانی از حقیقت باشد که گفته اند همه چیز را همگان دانند. اما اجماع تنها هنگامی روح اجتماع است که پویا، متحول و زنده باشد زیرا اجماع جماعتی در یک مقطع زمانی معین، چون خشت خامی است تیره و تار و اگر بخواهد به آینه روشنی برای نشان دادن حقیقت بدل شود، بارها باید پخته و زبده شود. و اگر چنین نشود، اجماع می رود تا مرگ اجتماع را رقم بزند و خود حجابی بر چهره حقیقت شود. اما به راستی، چگونه اجماع می تواند متحول باشد؟ لازمه تحول اجماع آن است که همواره آماده فروشکستن و بار دیگر سربرآوردن باشد. اجماع باید همواره ققنوس وار از خاکستر خویش برخیزد؛ باید تن به مرگ دهد تا جان جماعتی را ارتقا دهد. اما سوکمندانه، اجماع­ها اغلب پای­ورزی می­کنند، ته نشین می شوند و سنگواره می گردند و در این صورت است که برای اندیشه و اندیشیدن، مرگ آور خواهند بود. تاریخ اندیشه بشری، در همه ابعاد آن، انباشته از این اجماع خفقان آور است. تامس کوهن (1970)، مورخ و فیلسوف علم، این اجماع فرومرده و مرگ آفرین را در عرصه علم تجربی کاویده و با استفاده از استعاره انقلاب سیاسی، رهایی از آن را در گرو انقلاب علمی دانسته است. به عبارت دیگر، در الگوی وی، اجماع عالمان به مرحله ای از وقفه و سنگینی و جمود می رسد که جز با حرکتی  انقلابی نمی توان از آن رهایی جست. 

به هنگام غلبه اجماع مرگ آور است که نقش دومین دسته از اندیشمندان آشکار می شو؛ اندیشمندان اجماع شکن. این گروه در پی آنند که به تعبیر سقراط، خرمگسی مزاحم باشند و خواب مادیان اجتماع را آشفته سازند. کار این دسته از اندیشمندان به غایت دشوار است زیرا از سویی باید به قشر ضخیم مشهورات و مسلمات که چون پوست کرگدن نفوذناپذیر شده است حمله­ور شوند و از سوی دیگر، نه تنها چشم بر شهرت علمی ببندند بلکه خریدار بدنامی باشند و از آن رو که با هنجار درافتاده اند، در انتظار آن باشند که در انظار "عالمان"، ناهنجار نگریسته شوند.

محمد باقر بهبودی یکی از اندیشمندان اجماع شکن در عرصه مطالعات اسلامی است. وی در برابر روال و روند رایج در حوزه های علمیه شیعه موضعی انتقادی اتخاذ می کند و می کوشد راه و روشی نوین در فهم اسلام فراهم آورد. در ادامه، موضع سلبی و  ایجابی وی تحت عناوین زیر مورد بحث قرار می گیرد: فرار از مدرسه، مواجهه با مشی نظری رایج در باب حدیث، مواجهه با مشی عملی رایج در باب حدیث، و روش شناسی تفسیر متن.

  1. 2.     فرار از مدرسه

نارضایی محمد باقر بهبودی از نظام فکری رایج در حوزه های علمیه را می توان از همان روزگار تعلیم دیدن وی در این حوزه ها ملاحظه نمود. او حتی روال و روند "عالم" شدن در حوزه های علمیه رایج را تاب نمی آورد و وقتی که پس از آموختن سطح به نجف می رود، تنها دو سال در آنجا تحصیل می کند و به زودی آهنگ فرار از مدرسه را در سر می پروراند. این نشانگر آن است که بهبودی حتی در دوران شاگردی، نگاهی از فراز بر روند تعلیمی خویش داشته و دوران طولانی طلبگی و مستغرق شدن در جمله جمله های متون درسی را نوعی اتلاف وقت می دانست. او در پی آن بود که راز و رمز اندیشیدن در قلمرو متون اسلامی را دریابد و هنگامی که احساس کرد به آن دست یافته درنگ نکرد و در پی راه خود رفت. این راز و رمز چنین بود:

موقعی که در نجف تحصیل می‌کردم، شب را تا‌ نـزدیک‌ سـحر مطالعه می‌کردم تا شاید بتوانم به سرّ اختلاف حدیث پی ببرم. در ضمن دسته‌بندیهای حدیث ‌-که‌ آخر هم به نتیجه مثبتی نرسید- به یک دو حدیث برخوردم که‌ امام‌ با نحوه خاصی بـه قـرآن استناد مـی‌کند‌. من‌ آن‌ نحوه خاص را پی‌جویی کردم و به شکر‌ خدا‌ راهی به سوی این رابطه باز کردم.بـرای همین بود که سال دوم‌، از‌ نجف مراجعت کردم و دیگر بازنگشتم‌. (کیهان فرهنگی 1365)

 

 

  1. 3.     مواجهه  با مشی نظری رایج در باب حدیث

یکی از عرصه های اصلی پژوهش بهبودی، عرصه حدیث بوده است. این از آن رو است که به دلایل تاریخی، آب اسلام از مجرای حدیث گل آلود شده است. وی در این خصوص، موضعی انتقادی اتخاذ می کند و مشی نظری و عملی رایج در باب حدیث در جامعه شیعه را به چندوچون می گیرد. در این قسمت، به بخش نظری و در قسمت بعد به مشی عملی اشاره خواهیم کرد. بهبودی رویکرد انتقادی خود را در مورد مشی نظری به این نحو بیان کرده است:      

از قرن پنجم كه شيخ طوسى قاعده (الجمع مهما امكن اولى من الطرح) را پى ريزى كرد و اين قاعده رواج يافت شيوه اى كه درميان اقدمين رايج و معمول بود به فراموشى سپرده شد و شيوه شناخت حديث ضعيف و حذف آن از كارآيى افتاد و چون نيازى به دانش رجال احساس نمى­شد شيخ طوسى در كتاب رجال و فهرست وحتى تهذيب و استبصار و كتابهاى فقهى خود كم تر سخن از درستى و نادرستى حديث به ميان آورد. اين شيوه تا قرن هفتم ادامه يافت و از قرن هفتم كه سيد بن طاووس بحث رجال و درايه را براساس كتابهاى اهل سنت رواج داد در همان ابتدا مشيخه تهذيب، استبصار و فقيه به وسيله شاگردش علامه حلّى وارسى شد كتاب كافى به وسيله شهيد ثانى و ديگران ارزيابى شد و رقم صحاح و حسان اين چهاركتاب در برابر احاديث ضعيف و موثق به آمار آمد و چون حوزه هاى علميه اين بررسى و ارزيابى را به رسميت شناختند كسى به تحقيق درمسائل رجال و درايه نپرداخت و بحث رجال و درايه از حوزه ها حذف شد. آنچه اكنون در حوزه ها كاربرد علمى دارد تا اندازهاى شيوه اقدمين است و از آن بيش تر (قاعده الجمع مهما امكن) در بابهاى فقه كاربرد جدّى دارد و درنتيجه بحث رجال و درايه به كلى متروك مانده است. با وجود نوشته هاى گوناگون رجالى كه در اين سالها نگارش شده درس و بحث رجال و درايه در حوزه ها رايج نشد و اگر گاهى به مطالعه آن كتابها مى پردازند نه قواعد را ارزيابى مى كنند و نه آن قواعد را در نقد حديث به كار مى بندند و نه كتابها را محك مى زنند. حوزه هاى علميه اگر بخواهند خرافات و اباطيل را از افكار مردم بزدايند و تبليغات مذهبى را براساس علم و منطق به پيش ببرند بايد دست كم به گونه تقليد هم كه باشد شيوه اقدمين و يا شيوه متأخرين را به كار بندند. (مجله حوزه 1375)

 

به نظر بهبودی، روش شیخ طوسی در اتخاذ نگرش غیرانتقادی در بررسی حدیث (در تهذیب و استبصار) و کوشش برای آشتی دادن اخبار متناقض، ناشی از مصلحت اجتماعی در زمان وی بوده که به پیشنهاد یک رجل سیاسی از بنی نوبخت انجام پذیرفته تا از اشتعال جنگ و جدال های داخلی مانند فتنه ابن الغضائری و قتل احمد بن طرخان جرجرائی جلوگیری کند. به همین دلیل که روش شیخ طوسی از روی مصلحت اجتماعی بوده، به نظر بهیودی، نباید پس از وی این روش غیرانتقادی ادامه می یافت اما توسط شاگردان وی ادامه یافت و توجیه و تاویل برای جمع احادیث و آراء مخالف، به منزله روالی معمول در آمد. چنان که بهبودی می گوید، در قرن هفتم و به ابتکار سیدبن طاووس، روش انتقادی در مورد حدیث احیا شد اما آنچه در آن غالب بود، سندشناسی حدیث بود که منجر به رده بندی احادیث در مقوله های صحیح، حسن، موثق، قوی و ضعیف گردید. این شیوه تا قرن دهم نیز معمول بوده، به طوری که شیخ زین الدین عاملی (شهید ثانی) با استفاده از آن، احادیث کتاب کافی کلینی را مورد بررسی قرار داد و اعلام کرد که 5072 حدیث آن صحیح، 144 حدیث حسن، 1118 حدیث موثق، 302 حدیث قوی و 9485 حدیث ضعیف دارد. در اوائل قرن یازدهم فرزند شهید ثانی، حسن بن زین الدین مشهور به صاحب المعالم، نیز به نقد دقیقی از کتاب­های چهارگانه حدیث شیعه (کافی، تهذیب، استبصار و فقیه) پرداخت و آن را در کتاب «منتفی الجُمان فی الاحادیث الصحیح و الحسان» گردآورد.

با وجود چنین فرازهایی در نقد حدیث در تاریخ شیعه، به نظر بهبودی، همچنان مشکلاتی در مشی نظری وجود دارد. به طور مثال، ایشان با اشاره به مقدمه کلینی در کتاب کافی، بیان کرده اند که کلینی با وجود تصفیه عظیمی که انجام داد و احادیث زیادی را کنار گذاشت و کتابی را که فراهم آورده بود "کافی" دانست، با این حال، خود را از مداقه دقیق در حدیث شناسی معذور داشته و اظهار نموده که باید بر آنچه گمان می­کنیم از معصوم صادر شده تسلیم باشیم و به آن رضا دهیم. اما بهبودی بر آن است که این روش تسلیم و رضا در مواجهه با حدیث قابل قبول نیست و باید با مداقه و جراحی هر چه دقیق تر به نقادی حدیث بپردازیم. 

بهبودی معتقد است که شیوه پیشینیان در بررسی حدیث، مشتمل بر بررسی اعتبار متن و نیز سند حدیث، شیوه مناسبی بوده اما تا حدی متروک شده و بیشتر بر بررسی سند حدیث متمرکز گردیده است. از این رو، وی با بازگشت به شیوه پیشینیان و با ابداع ریزبینی هایی خاص خود در دو معیار مذکور، مواجهه ای انتقادی با منابع حدیثی شیعه برگزید (بهبودی 1362) به طوری که از احادیث کتاب کافی تنها پانصد حدیث را معتبر شناخت و در کتاب صیحیح الکافی گردآورد.

  

  1. 4.     مواجهه با مشی عملی رایج در باب حدیث

مشی عملی رایج در باب حدیث این است که به رغم وجود احادیث ضعیف و مجعول، بهتر است اقدام به پالایش آنها نکنیم و به همین صورت که هست در دسترس مردم قرار دهیم. انگیزه های این امر متعدد است. یکی از انگیزه ها دینامیسم موجود در رابطه میان عالمان و عوامان است که طی آن هر یک دیگری را کنترل می کند. گاه عوامان به نحوی عالمان را زیر کنترل خود دارند و از این رو، عالمان ممکن است از ترس عوامان، فتوایی را صادر یا لغو کنند. گاه نیز عالمان به کنترل عوامان می پردازند. در این خصوص، بهبودی می­گوید هنگامی که ترجمه متون فلسفی و علمی انجام شد و دانش های مذکور رواج یافت، جوانان از گرد عالمان دینی پراکنده شدند و این خود یکی از عوامل جعل حدیث برای بازگرداندن آب رفته به جوی بود: «محدثين براي اينکه جوانان را به مسجد بازگردانند و مقام و منزلت خود را تجديد کنند، دست به دامن همان علوم و همان ميراث بيگانه شدند و با اقتباس و استراق از کتب فلاسفه، احاديثي در رشته طب و اخلاق و عرفان و کيهان­شناسي و... ساختند و پرداختند و با سوار کردن يک سند به رواج و ترويج آن پرداختند.» (کیهان فرهنگی 1365) از نظر بهبودی، این مشی عملی، به سبب افتادن در ورطه خرافاتی که روزگاری علم پنداشته شده بودند، تنها به وهن اسلام منجر می شود. نمونه های این خرافات، از نظر بهبودی، احادیث طبی است که در کتاب هایی همچون طب النبی (تالیف مستغفری از علمای اهل سنت که همه روایات آن مرسل است) و طب الرضا (تالیف محمدبن جمهور عمی که حتی اعتقاد وی به اسلام نیز محل تردید است) مشاهده می شود. یک نمونه از این احادیث روایت شده از شیعه و سنی در باب شفابخشی سیاهدانه نسبت به همه بیماریها به جز مرگ!

یکی دیگر از انگیزه­ها تسلیم شدن به فشار اجماع است. همین که از گذشته چنین روالی برقرار بوده، منطقی برای ادامه آن محسوب می شود؛ همین که کسی چون کلینی روایاتی را در کافی فراهم آورده، برای ابقای آن بسنده می کند. نکته جالبی که بهبودی به آن اشاره کرده این است که فراموش می شود که خود کلینی در زمان خویش هنگامی که سیصد هزار حدیث رایج را پالایش کرده و به شانزده هزار حدیث فروکاسته بود، جرأت نمی کرد اثر پالایش یافته کافی را در حوزه قم مطرح کند و سرانجام ناگزیر شد به کوفه و از آنجا به کرخ که آن نیز مرکز تشیع بود برود اما جرأت مطرح کردن کار خود را نداشت تا این که به بغداد رفت و در یک مرکز علمیه سنی مذهب آنها را در معرض دید گذاشت (کیهان فرهنگی 1365). این فشار اجماع بود که کلینی را می گریزاند و اکنون تبدیل کردن اثر خود کلینی به اهرم فشاری برای محافظه­کاری علمی، به واقع، حرکتی علیه خود کلینی و منطق وی محسوب می شود. از این رو، بهبودی، همچون خلف صالح کلینی، در مخالفت با مشی عملی رایج، دست به نگارش "صحیح الکافی" زد و تنها پانصد حدیث از کتاب کافی را معتبر دانست. اما سرانجام، مشی عملی رایج در جامعه ما وی را واداشت که نام ترجمه فارسی آن را به جای صحیح الکافی، "گزیده کافی" بگذارد تا مبادا کسی گمان کند که کافی را به تیغ جراحی سپرده اند و احادیث ضعیف آن را کنار گذاشته اند!

 

  1. 5.     روش شناسی تفسیر متن

در این قسمت، به جنبه ایجابی رویکرد بهبودی اشاره خواهیم کرد و برخی از جنبه های روش شناسی وی در تفسیر متن (قرآن و حدیث) را مورد توجه قرار خواهیم داد. وی با تشریح ماجرای عبرت آموز روایت حماد بن عیسی ابراز می کند که روش مورد قبول وی در فهم متون دینی، برخلاف اجماع رایج، مطابق با روش پیشینیان است که هم بررسی متن و هم مداقه در سند را داشته اند (بهبودی 1362، ص 5). هر چند بررسی متن تحت عنوان علم درایه مورد توجه برخی بوده است، اما ریزبینی های بهبودی در این خصوص و معیارهای وی برای تشخیص حدیث نامعتبر قابل توجه ویژه است (بهبودی 1378). بحث گسترده تر در این مورد مجال دیگری را می­طلبد. در ادامه، این بحث روش شناختی، تحت عناوین زیر آمده است: نگرش سیستمی سلسله مراتبی، قرار دادن متن در زمینه تاریخی و اجتماعی، کل­نگری و انسجام گرایی درون/بیرون متنی. گفتنی است که این عناوین، مورد استفاده بهبودی نبوده و انتخاب آنها توسط نگارنده این نوشتار انجام گرفته است.

5-1.        نگرش سیستمی سلسله مراتبی

نگرش سیستمی به متون به این معناست که آنها را در ارتباطی منظم با یکدیگر بدانیم. اما این ارتباط منظم می تواند طولی یا عرضی باشد. در ارتباط طولی، یک متن بر فراز متن یا متون دیگر قرار می­گیرد و فهم متن  زیرین در گرو ارجاع مناسب آن به متن زبرین خواهد بود. در ارتباط عرضی، نوعی تعامل و رابطه متقابل در ایضاح وجود دارد که گاه از آن به عنوان رابطه بینامتنی یاد می شود.

یکی از مختصات دیدگاه بهبودی در تفسیر متن همین نگرش سیستمی سلسله مراتبی است. بر این اساس، با توجه به این که قرآن متن اصلی اسلام و حدیث متن فرعی آن محسوب می شود، فهم مناسب این متون در گرو آن است که یک رابطه سیستمی طولی یا سلسله مراتبی بین آنها برقرار سازیم. به عبارت دیگر، متن قرآن باید همچون راس هرم بر متون حدیثی در قاعده این هرم حاکمیت و پرتوافشانی داشته باشد. نادیده گرفتن این رابطه می تواند به بدفهمی منجر شود چنان که ممکن است حدیثی را بپذیریم که با قرآن در تعارض است. بهبودی با نظر به این رابطه طولی می گوید: «تمام مسائل مذهبى از قرآن استخراج شده اند: يا به صورت فريضه و يا به صورت سنت. اين كار را رسول خدا (ص) و ائمه اطهار (ع) انجام داده اند.» (مجله حوزه 1375) از این رو، ضرورت عرضه حدیث به قرآن و نیز معنای آن آشکار می گردد چنان که وی با نظر به این عرضه کردن می­گوید: «ما به اين وسيله مى­توانيم به درستى و نادرستى حديث پى ببريم ولى نه براى آن كه حديث صحيح را به كاربنديم؛ زيرا پس از مطالعه قرآن و حديث، حاكم بر تكليف ما قرآن است نه حديث.» (مجله حوزه 1375)

هر چند همه عالمان دینی به این ترتب باور دارند و حتی عرضه حدیث به قرآن را به عنوان معیاری می پذیرند، اما در جریان عملی فهم متون، از اعمال چنین نگرش سیستمی سلسله مراتبی بازمی­مانند و به نوعی رابطه تکمیلی عرضی باور می یابند؛ به این معنا که قرآن و حدیث، در کنار هم و مکمل یکدیگرند.   

5-2.        قرار دادن متن در زمینه تاریخی و اجتماعی

دومین ویژگی دیدگاه تفسیری بهبودی این است که درک معنای متن را در گرو قرار دادن آن در زمینه می­داند. حال اگر متن به واقعه ای تاریخی نظر دارد، زمینه همان موقعیت تاریخی خواهد بود و باید با مطالعه هر چه بیشتر آن موقعیت تاریخی به معنای متن نزدیک شد و اگر ناظر به امری اجتماعی باشد، زمینه اجتماع مربوط خواهد بود. بهبودی در این مورد می گوید: «به نظر من مترجم براى فهم درست آيات قرآن بايد تا جايى كه امكان دارد خود را به زمان نزول قرآن نزديك كند و در آن جوّ قرار بگيرد تا همان گونه كه مخاطبان قرآن در زمان رسول گرامى اسلام (ص) آيات قرآن را مى فهميدند او نيز بفهمد. راههاى رسيدن به اين مهم گوناگون است: تاريخ شأن نزول، مقايسه آيات قرآن با يگديگر، بررسى احاديث رسيده، نشانه هاى خارجى زبان قرآن، آراى مفسران و…» (مجله حوزه 1375)

به طور مثال، در آیات مربوط به حجاب، ایشان اشاره می کنند که فهم درست این آیات در گرو توجه به مخاطبان آیه در زمان پیامبر (ص) است. هنگامی که قرآن خطاب به مردان می گوید که مواظب باشند که چاک دامنشان باز نشود (و یحفظوا فروجهم. نور: 30)، مقصود این است که عورت خود را بپوشانند زیرا لباس مردان در آن زمان "رداء" و "ازار" بوده، چیزی شبیه لباس احرام که ممکن است چاک آن باز شود. به عبارت دیگر، این آیه در مقام توصیه برای پوشیدن لباس خاصی (مثلا شبیه احرام) نیست بلکه نوع لباس، وابسته به زمان و مکان، متفاوت است اما آنچه مورد نظر آیه است تنها این است که مردان عورت خود را بپوشانند. یا وقتی به زنان گفته می شود روسری هایشان را بر محل گریبانشان بیفکنند (وليضْربنَ بخُمُرِهِنَّ على جيوبهن. نور: 31) نظر بر این است که سینه خود را بپوشانند. بار دیگر، بحث بر سر نوع لباس نیست بلکه محل های پوشش مهم است. از این موارد چنین نتیجه می گیرند: «اين آيات اگر همه با هم سنجيده شوند و زمان نزول لباسهايى كه آنان مى پوشيده اند مورد توجه قرار بگيرد خواهيم ديد خداوند هدفهاى خاصى را دنبال كرده، نه اين كه لباس خاصى را پيشنهاد داده باشد.» (مجله حوزه 1375)

بنابراین، با قرار دادن متن در زمینه تاریخی و اجتماعی، می توان از محصور شدن متن در زمینه تاریخی و اجتماعی آن جلوگیری کرد. شرایط تاریخی می تواند تناسب معنایی واژگان به کار رفته در متن را آشکار کند اما در مقایسه آن شرایط با شرایط کنونی، تفاوت ها محسوس خواهد بود و این ما را به سمت درک مقصود اصلی متن که ناوابسته به شرایط است سوق می دهد.  

 

5-3.        کل نگری و انسجام گرایی درون/بیرون متنی

ویژگی سوم در روش تفسیری، کل نگری و انسجام گرایی است. بر این اساس، یک تکه از متن را نمی­توان به خودی خود مورد درک و فهم قرار داد بلکه لازم است آن را در چارچوب وسیع تری که آن را احاطه کرده بنگریم. این چارچوب می تواند درون متنی باشد مانند سیاق آیات و حتی کل سوره ای که آیه در آن قرار گرفته، یا درون و بیرون متنی باشد مانند ارتباط میان آیه با روایت مربوط به آن و حادثه تاریخی مرتبط به آن و نظایر آنها. در این حالت، باید انسجام و عدم  تنافر اجزای کل، مورد نظر قرار گیرد. با جستجوی چنین انسجامی است که هم معنای دقیق­تر متن آشکار می گردد و هم نادرستی اجزای متنافر مشخص می­شود.

به طور مثال، در مورد آیه «فاقروا ما تیسر منه» برخی چنین برداشت می کنند که باید قرآن بخوانیم و هر چه بیشتر بخوانیم بهتر است. اما بهبودی در برقراری ارتباط میان این آیه با سنت و احادیث مربوطه به این نتیجه می رسد که آیه ناظر به خواندن سوره ای در نماز است و بیانگر آن که اگر نمازگزار وقت کافی ندارد که سوره های طولانی را قرائت کند، می تواند سوره ای کوچک را بخواند. بر همین اساس، احادیثی هم که بیانگر ثواب خواندن قرآن در بیرون نماز هستند، نامربوط و جعلی محسوب خواهند شد. بهبودی اشاره می­کند که «نمونه این جعلیات روایت مشهوری است از ابی ابن کعب که برای سوره قرآن ثواب می نویسد و مفسرین سنی، و در تعقیب آنان مفسرین شیعه، به درج آن احادیث همت گماشتند، در حالی که ناقدین حدیث اعلام کرده اند که این احادیث همه و همه جعلی است. این مسائل در کتب فنی مـانند کـشف الخـفاء عـجلونی‌ و الاخـبار‌ المـوضوعه ملا علی قاری و المیزان ذهبی مورد اعتراف و تأیید همگان است.» (کیهان فرهنگی 1365)           

   

  1. 6.     نگاه آخر

زندگی محمد باقر بهبودی را می­توان آمیزه­ای از جنگ و گریز دانست؛ جنگ با اندیشه مشهور و گریز از اندیشه شهرت. مقاومت او در برابر اجماع رایج و تلاش برای عبور از آن، شرح جنگ با اندیشه مشهور است اما گریز از اندیشه شهرت، در انزوایی قابل رویت است که وی خود را در آن زندانی کرد، چه در قبال طعن­ها و اتهامات بر این نظر بود که «تحمل آن با گوشه گیری و انزوا آسان تر خواهد بود» (کیهان فرهنگی 1365) . او هرگز سودای افتادن بر زبانها را در سر نپروراند و به سوداگری برای دست یافتن به این سودا نیز تن نداد. سکوت مرگبار جامعه علمی پس از درگذشت چنین عالم بزرگی، خود فریاد رسایی است بیانگر همه چیز. 

 

منابع

بهبودی، محمد باقر (1362). معرفه  الحدیث و تاریخ نشره و تدوینه و ثقافته عند الشیعه الامامیه. تهران: مرکز انتشارات علمی و فرهنگی.

بهبودی، محمدباقر (1378). علل الحدیث. تهران: نشر سنا. 

مصاحبه با استاد محمد باقر بهبودی در عرصه روایت و درایت. (1365)، کیهان فرهنگی،  شماره 31.

مصاحبه با استاد محمد باقر بهبودی، (1375). مجله حوزه، شماره 78.

Kuhn, Thomas (1970). The structure of scientific revolutions. Second editions. The University of Chicago Press.