گزارشي از نشست دوم جايگاه تفكر انتقادي در تعليم و تربيت
دكتر خسرو باقري در روز 12 بهمن ماه 1396 در نشست دوم كارگاه تخصصي علوم انساني اسلامي در باب تفكر انتقادي و تعليم و تربيت به ايراد سخنراني پرداختند. ايشان در ابتداي نشست دوم، عناصر تفكر انتقادي از منظر ريچارد پل را مورد بررسي قرار دادند سپس به مؤلفه هاي توانايي هاي تفكر انتقادي و فضيلت هاي تفكر نقاد پرداختند و در نهايت جايگاه آن را در تعليم و تربيت تبيين نمودند.
دكتر باقري در ابتداي سخنراني نشست دوم ، به اين نكته اشاره كردند يكي از محققان به نام ريچارد پل در زمينه تفكر انتقادي ، كارهاي زيادي انجام داده است و برخي مباحث ايشان در تفكر نقاد ، مي تواند قابل استفاده باشد . يكي از مباحث اين است كه عناصر تفكر را مشخص كنيم و در مرحله بعدي وقتي مي خواهيم به تفكر انتقادي بپردازيم طبيعتاً اين عناصر بايد لحاظ شود كه عبارتند از : 1-مسئله يا سوال ، 2-هدف ، 3-چارچوب ، 4-مفروضات ، 5-مفاهيم محوري ، 6-اصول يا نظريه ها ، 7-شواهد يا دلايل، 8-تفسير ها ، 9-استنباط ها ، 10- دلالتها يا نتايج و پيامدهاي فكر ؛ اين عناصر در جريان فكر وجود دارد و براي تفكر انتقادي مي توان اين عناصر را پي جويي كرد.
دكتر باقري در ادامه اشاره كردند ريچارد پل ، يكسري تقابل هايي را ميان عناصر نقاد مطرح مي كنند يعني انواع تفكر نقاد مثل تفكر نقاد ضعيف در برابر تفكر نقاد قوي و.... تفكر نقاد قوي يعني اگر تفكري طوري سامان يافته باشد كه علائق گروه هاي مختلف را در بر گيرد اين تفكر نقاد قوي يا منصفانه تلقي خواهد شد يا تفكر نقاد خوب ، تفكري است كه يكجانبه نباشد اما تفكر نقاد ضعيف تفكري است كه علائق فرد يا گروه خاص را محسوب كند به بهاي حذف گروه هاي ديگر ، اين نوع تفكر از نوع تفكر نقاد ضعيف است . تفكر نقاد ، دست كم داراي دو صورت است ما نبايد تنها به تفكر نقاد توجه كنيم بلكه تفكر نقاد قوي را ملحوظ نماييم.
دكتر باقري در ادامه به ويژگيهاي تفكر نقاد خوب از نظر ريچارد پل پرداختند كه مشتمل بر موارد ذيل است.
1- تفكر نقاد جهان شمول و چند بعدي و بين رشته اي و فراگير جزء تفكر نقاد قوي است اما اگر تفكري تخصصي تر و درون رشته اي و.. باشد مي تواند در ذيل تفكر نقاد ضعيف جاي گيرد. 2-تفكر انتقادي سقراطي و سوفسطايي ؛ 3-تفكر نقاد صريح و ضمني ؛ در اين دو نوع ، تفكر نقاد صريح جز تفكر قوي است ارجحيت دارد بر تفكر نقاد ضمني كه جز تفكر ضعيف محسوب مي شود. 4- تفكر انتقادي سيستماتيك و موردي: تفكري نقادي كه سازمان يافته و فراگير باشد در مقابل تفكري قرار دارد كه سيستماتيك يا ارگانيگ و يكپارچه نيست.
5-تفكر نقاد رهايي بخش در مقابل تفكر نقاد محدود كننده :تفكر رهايي بخش يعني اين است كه بر موانع غلبه كنيم ولي محدود كننده ما را به گرفتاري دچار مي كند. 6-تفكر نقاد مبتني بر زبان طبيعي و عادي در برابر تفكر نقادي مبتني بر زبان فني و تخصصي ؛ ريچارد پل تفكر نقاد مبتني بر زبان طبيعي و عادي را مرجح مي داند.
دكتر باقري تصريح كردند چه زماني تفكر نقاد حالت مطلوب به خود مي گيرد زماني كه بتوانيم توانايي هاي فكري و فضيلتهاي فكري را جمع ببنديم. اگر فقط توانايي هاي فكري داشته باشيم تفكر حالت سوفسطايي به خود خواهد گرفت چون در تفكر سوفسطايي بخش استدلال پررنگ است اما فاقد فضيلتها است و اين نوع تفكر ، ضعيف و نامطلوب خواهد بود. ايشان در ادامه سخنراني خود ابتدا توانايي هاي فكري را مورد بحث قرار دادند سپس به فضيلتهاي تفكر نقاد اشاره نمودند و در باب توانايي هاي تفكر نقاد، موارد ذيل را مورد بحث قرار دادند.
1-وضوح بخشي در تفكر : كساني بتوانند فكر خود را روشن و واضح و بدون ابهام بيان كنند توانايي هاي فكري بيشتري دارند. بر اين اساس، وضوح در سخن از جمله توانايي هاي فكري است. 2- دقت : يعني بتوان كدام كلمه را در كجا دقيقا به كار برد . دقت نظر در توانايي هاي فكري مطلوب و مثمر ثمر است. 3-دقت ارجاعي : دقت ارجاعي در برابر دقت منطقي قرار دارد . اشاره به اين دارد كه در دقت ارجاعي اين كلمه اشاره به چه چيزي دارد يا دقيقا آن را به مورد خاصي ارجاع دهيم. 4-ربط و ارتباط ، 5- انسجام ، 6- منطقي بودن ، 7-عمقي بودن در برابر سطحي بودن ، 8- كامل بودن در برابر ناقص بودن : اين بعد به جامعيت مختلف مسئله نگاه مي كند ، 9- اعتبار و معناداري سخن در برابر سخنان كليشه اي و عاميانه و روزمره: يك متفكر بايد در سخن خود از صحبتهاي كليشه اي و تكراري پرهيز كنند و ذهن خلاق داشته باشد. 10-انصاف در برابر سوءگيري: انصاف يك نوع توانايي فكري است كه متفكر نبايد سوءگيري تحقيقي داشته باشد. 11- كفايت در برابر عدم كفايت
اينها مواردي است كه توانايي هاي فكري قلمداد مي شود . بنابراين علاوه بر توانايي هاي فكري ، بايد فضيلت هاي فكري نيز در تفكر نقاد ملحوظ گردد از جمله
1-تواضع فكري : تواضع فكري فضيلتي است كه انسان ها در تفكر ، تكبر نداشته باشد. برخي از افراد نقاد ، خود محور هستند و براي تفكرات افراد ديگر ، ارزش قائل نيستند. اگر در تفكر نقاد ، تواضع فكري نباشد متفكر به خودش آنقدر توجه مي كند كه مواردي را از دست مي دهد. در منابع اسلامي نيز چنين آمده است الاعجاب يمنع الازياد : انساني كه داراي عجب است مانع افزوده شدن مي شود.
2- شجاعت فكري :يعني انسان ها براي نقد نترسند ، اگر بخواهيد نادرست را نقد كنيد بر عادت شكني ها غلبه مي كنيد. بر اين اساس شجاعت فكري در تفكر نقاد ضروري است.
3- همدلي فكري : يعني در تفكر نقاد ، خود را جاي ديگران گذاشتن ، در اين موقعيتها ، حق هايي را براي او قائل شدن و ناهمزماني را از ميان بردن
4-يكپارچگي فكري: از نظر تفكر خودمان، كار خودمان نيز درست باشد. برخي انسانها نظر و عملشان منسجم نيست.
5-ايستادگي فكري: يعني در تفكر نقاد ، پايداري داشته باشيد و سماجت به خرج بدهيد . پايداري فكري مهم است.
6-ايمان به عقل: يعني در تفكرات خود، عقل را داور و معيار قرار دهيم و ببينيم سرانجام اين حرف معقول است يا خير؟
7-توجه به عدالت در انديشه: يعني حس فكري يا معناي فكري در ارتباط با عدالت قرار گيرد. در انديشه ورزي بايد عدالت را لحاظ كرد بدون اينكه احساسات را معيار قرار دهيم . در منابع اسلامي آمده است حق را بگو هر چند بر عليه تو باشد.
دكتر باقري در پايان سخنراني خود تصريح كرد بنابراين اگر توانايي ها و فضيلتهاي فكري جمع شوند ما يك نقاد خوب خواهيم داشت و تعليم و تربيت به دنبال حالتهاي مطلوب است. تعليم و تربيت با تفكر انتقادي ، ارتباط وثيقي دارد به طوري كه در تعليم و تربيت اگر بخواهيم تعامل ميان معلم و شاگرد صورت گيرد اين بدون نقادي و انتقاد امكان پذير نيست و تفكر انتقادي مثل خوني است كه در تعليم و تربيت جريان دارد و به آن حيات مي بخشد.