سخنراني دكتر خسرو باقري در مراسم پاسداشت مقام استاد فقيد دكتر علي شريعتمداري
سخنراني دكتر خسرو باقري در مراسم پاسداشت مقام استاد فقيد دكتر علي شريعتمداري در دانشگاه اصفهان
دكتر خسرو باقري در 15 اسفند 1395 در مراسم نكوداشت مقام استاد فقيد دكتر علي شريعتمداري در دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه اصفهان به ايراد سخنراني پرداختند. ايشان در ابتداي بيانات خود ، تسليت خود را بخاطر فقدان دكتر علي شريعتمداري اظهار كردند و فرمودند حقي كه اين بزرگان و انديشمندان بر ما دارند 3 بعد دارد 1-ستايش : بخاطر عظمت و تأثيراتي كه اين بزرگان داشتند 2- زايش : چون چشمه اي كه توسط اين انديشمندان جوشيده است بعد از اين نبايد خاموش شود در واقع بايد تراوش و گسترش پيدا كند و از طريق بسط و گسترش دادن انديشه ها و آثاري است كه از خود بر جاي گذاشتند 3- والايش : يعني فراتر رفتن از افقي كه اين انديشمندان براي ما ايجاد كردند چون زمان انديشمندان پايان مي يابد اما زمان انديشه پاياني ندارد. بر اين اساس از حدود فكر و انديشه متفكر بايد گذركرد و اين گذر از حدود از جمله نقد و بررسي آنها ، خود نوعي تجليل است .
دكتر باقري در ادامه خاطر نشان كردند تجربه شاگردي من از محضر دكتر علي شريعتمداري به سالهاي 64-61 بر مي گردد و در مقطع كارشناسي ارشد از تجربيات اين استاد ، بهره و استفاده بردم. ايشان به ويژگيهاي شخصيتي و علمي ممتاز ايشان اشاره كردند و يكي از جنبه هاي مثبت را جامعيت شخصيت دكتر شريعتمداري ذكر كردند . دكتر باقري تصريح كردند ايشان، هم مرد سياسي بودند و حساس به سرنوشت مردم جامعه ، هم مرد علمي بودند و هم مرد اخلاقي و ما اخلاق را در رفتار و كردار ايشان بخوبي ملاحظه ميكرديم . به طور مثال نظم دكتر شريعتمداري ، حضور به موقع در جلسات و كلاسها ، تعهد كاري و مسؤليت پذيري ايشان ، انتخاب منابع صحيح در كلاس برخي از ويژگيهاي ممتاز ايشان است. بنابراين دكتر شريعتمداري ابعاد مختلفي را در شخصيت خود داشتند كه نشان دهنده جامعيت اين انديشمند است و اين از ويژگيهاي بارزي است كه اساتيد و معلمان ما امروز به اين نياز دارند .
دكتر باقري در ادامه به ويژگي عقلانيت ايشان پرداختند و گفتند دكتر شريعتمداري سعي ميكردند افراد را به داوري و قضاوت صحيح دعوت كنند و بنا به تجربياتي كه در زندگي داشتند عقلانيت را به اثبات رساندند. دكتر شريعتمداري در حالي كه فرد مذهبي بود اما سطوح عالي تحصيل را در آمريكا سپري كرده بود . ايشان به انديشه بها ميداد چنان كه اين ويژگي در آموزه هاي اسلامي هم تأكيد شده است خذ الحكمه و لو من اهل النفاق / حكمت را فرا گيريد اگر چه در نزد اهل نفاق باشد . دكتر شريعتمداري عقلانيت خود را در وجه ديني دنبال و توجيه كرده بود چنان كه در كلاسهاي خود اين احاديث را در راستاي مهم دانستن انديشه ورزي، استفاده ميكرد .
دكتر باقري اشاره كردند جامعه علمي ما در اين زمينه لغزش دارد چون به تبع مباحث سياسي و فرهنگي و.. مرزبندي ايجاد مي شود. ما در عرصه انديشه بايد مرز درست و غلط را قائل باشيم چون مرز انديشه با مرز سياسي و جغرافيايي تفاوت دارد. ايشان همچنين به نقش نهادي و مؤثر دكتر شريعتمداري تصريح كردند و گفتند استقرار و گسترش رشته فلسفه تعليم و تربيت توسط ايشان انجام شده است و در اين زمينه نقشهاي مثبت در ايفاي مسؤليت اجتماعي بر عهده داشتند.
دكتر باقري در ادامه خاطر نشان كردند قسمت دوم كه زايش است . اگر بخواهيم از انديشمندان تجليل كنيم لازمه آن ، اين است كه انديشه هاي آنها را بسط و گسترش دهيم . دكتر شريعتمداري به اقتضاي فضا و زمان در آثار خود در زمينه هاي مختلفي وارد شدند از جمله روانشناسي ، فلسفه تعليم و تربيت و.... بنابراين مسؤليت دوم ما در تجليل از متفكران و استادان آشكار ميشود تا اين چشمه جوشان را بيشتر بگسترانيم و نقطه هاي بسط نايافته آنها را گسترش دهيم. در اين زمينه در جامعه اشكالاتي ديده ميشود و آن اين است كه بزرگان ما مثل ستاره مي درخشند بعد غروب مي كنند يعني دانشگاههاي ما پروژه اي فكر نمي كنند . دانشگاههاي ما فرد گرايانه است . اساتيد در يك برهه اي مي درخشند و آثاري از خود بر جاي ميگذارند بعد كم كم به مرور زمان به فراموشي سپرده ميشوند و گرد و غبار زمان بر پتانسيل هاي آنها گشوده ميشود. بر اين مبنا ، ما مسؤل هستيم كه پروژه اي در دانشگاه ها فكر كنيم و به قول لاكاتوش برنامه پژوهشي اجرا كنيم . برنامه پژوهشي بايد دهه ها ادامه پيدا كند و ايجاب مي كند با انديشه ها كار كنيم و آنها را بسط دهيم .
در ادامه ، دكتر باقري از وضعيت كنوني جامعه علمي انتقاد كردند و فرمودند متأسفانه دانشگاههاي ما فرد گرايانه است و اگر گروه گرايي هم باشد اغلب دچار نام گرايي و صوري هستيمچنان كه در مقالات و پژوهشهاي نوظهور مشهود است و اين از اخلاق پژوهش به دور است. ايشان تصريح كردند كار پروژه اي و گروهي يك ضرورت در دانشگاهها است اما نام گرايي نوعي ناهنجاري است لذا بايد كار پروژه اي كرد اما به معناي صحيح كلمه
از نظر دكتر باقري ، بعد سوم والايش است و ما بايد به نقد استادان ، انديشمندان و متفكران بپردازيم . اين مؤلفه در ايران زياد معمول نيست چون معناي تخريب را در پي دارد و زياد نقدي صورت نمي گيرد چرا كه نقد بخشي از تجليل است. اگر استادي هم فقيد شد اين كار بر عهده دانشجويان ، همكاران و پژوهشگران است تا انديشه هاي آنها مورد نقد و بررسي قرار گيرد. البته در نقادي بايد به قاعده هم پايبند باشيم . مثلا اگر بخواهيم شخصيتي را نقد كنيم فقط زمان حال و كنوني خودمان را در نظر نگيريم بلكه اقتضائات زماني و مكاني را در نظر داشته باشيم و با ضابطه زمان ، وارد نقادي بشويم چون دكتر شريعتمداري در آمريكا و در فضاي فلسفه پراگماتيسم ، سطوح عاليه را طي كردند لذا اگر بخواهيم ايشان را نقد كنيم بايد فضاي زماني و مكاني ايشان را نيز لحاظ كنيم .
دكتر باقري در موضعي انتقادي خاطرنشان كردند در بعد سوم، ما سعي ميكنيم انديشه هاي پرورش يافته در نقاط مختلف جهان را اخذ كنيم اما متأسفانه فقط در حد يك شارح باقي مي مانيم كه اين امر در ايران ، رايج است . مثلا ً يكي شاگرد ژان پياژه بوده ، يكي شاگرد جان ديويي و... ما بايد از حد شارح افكار اين فيلسوفان عبور كنيم و وارد بازسازي آرا و نقادي شويم. اين امر در غرب بخوبي صورت مي گيرد و با عناوين نوپياژه اي و.. خطاب ميشوند چون در حد شارح نظريه نمي مانند بلكه به بازسازي و نقد و بررسي انديشه ها نيز مي پردازند از نظر دكتر باقري، چرا كانت در غرب فراموش نميشود چون انديشه هاي كانت مرتب نقادي ميشود اما دكتر شريعتمداري رسالت اصلي خود را شارح پراگماتيسم و جان ديويي قرار داد اين قابل تحسين و بخشي از كار است اما اين نياز احساس ميشود كه انديشه ها بازسازي و نقد هم بشوند.
دكتر خسرو باقري در پايان سخنراني خويش تصريح كردند بايد تجليل از بزرگان و انديشمندان را به درستي درك و اجرا كنيم و سعي كنيم هر 3 بعد ستايش، زايش و والايش را در تجليل انجام دهيم و اگر فقط به ستايش پرداخته شود به نظر ظلم است و بايد دو گام ديگر را هم برداريم و اگر نقد را هم مطرح ميكنيم نبايد تعرض محسوب شود چون اقتضاي فضاي آكادميك به استمرار است و استمرار مستلزم دريافت حدود و تراوش از حدود است. مثلا در عبارتي آمده است پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردني است لذا آنچه ميماند انديشه است و انديشه هم قواعد خاص خود را دارد از جمله ستايش ، زايش و والايش
متن سخنرانی توسط خانم احمدآبادی دانشجوی دکترای فلسفه تعلیم و تربیت تنظیم شده است.