علم و عالم در دام صورتگرایی
علم و عالم در دام صورتگرایی
دكتر خسرو باقري در دوم اسفند ماه 1395 در سومين سمينار هسته پژوهي فلسفه علم در دانشكده علوم دانشگاه فردوسي مشهد با عنوان «علم و عالم در دام صورت گرايي» به ايراد سخنراني پرداختند. ايشان در ابتداي سخنراني خويش يكي از چالشهاي دانشگاهها را تحت عنوان «صورت گرايي» ياد كردند و گفتند امروز در دانشگاهها اكثراً ، شكل و شمايل كار علمي را به نمايش مي گذاريم ولي اگر به محتواي آن نگاه كنيم گاهي اوقات با يك وضعيت پوشالي روبرو هستيم. اين چالش هم عالمان و هم علم را گرفتار ميكند.
ايشان اذعان كردند صورت در برابر محتواست. اما محتواي دانشگاه چيست كه اگر از آن غافل شويم صورت گرايي وجود خواهد داشت. در دانشگاه ، پروژه ها ، مقالات ، مجلات و.... وجود دارد كه جسم و كالبد دانشگاه را تشكيل ميدهد اما در كالبد دانشگاه ، چه محتوايي بايد وجود داشته باشد. اين بحثي است كه در سطح جهان جريان دارد و چالش برانگيز است و متفكران مختلفي در اين زمينه بحثهاي مختلفي كرده اند.
ايشان در ادامه تصريح كردند؛ مثلا مواضع بعضي از متفكران اين است آيا افرادي كه در مراكز علمي- تربيتي يا دانشگاهي هستند و قرار هست در جامعه مشاركت داشته باشند آيا اينها براي مشاركت در جامعه، مهارتهاي لازم از جمله نگرش ، اطلاعات و.... را كسب مي كنند. البته خود اين چند ورژن دارد مثلا گودماند ميگويد بحث و تأمل در دانشگاه ميتواند افراد را براي مشاركت در جامعه آماده نمايد. دانشگاه مكاني است كه اختلاف نظر و... را با بحث منطقي بايد تمام كرد. دانشگاه جايي است براي تمرين اينكه چگونه ميتوان خرد و خرد جمعي را بكار برد براي اينكه نظرات منتقدين و مخالفين را بشنويم، تأمل كنيم، سخنان افراد را بفهميم و همديگر را متقاعد كنيم. اين افراد اگر در دانشگاه اين مهارتها را بتوانند كسب كنند در سطح جامعه هم ميتوانند موفق باشند و بر اين مبنا از لحاظ اجتماعي، وضع مناسبي را خواهيم داشت. اما اين وضع در جامعه امروز ما زياد به چشم نميخورد . مثلاً احزاب و.... در جامعه از رويكرد شكنندگي در رقابت با فرد و حزب مقابل خود استفاده مي كنند.
دكتر باقري در ادامه گفتند اما گروهي ديگر معتقد هستند دانشگاه مكان مناسبي براي فعاليت سياسي است. يعني نخبگان دانشگاهي به عنوان فعالان سياسي ميتوانند در جامعه ، تغيير انجام بدهند.
ايشان در سخنان خود ، به نگاهها و رويكردهاي متفاوت در بحث محتواي دانشگاهها اشاره كردند و در ادامه از رهايي بخشي به عنوان رويكرد ديگر نام بردند. از جمله پيشگامان اين رويكرد رونالد بارنت است . بارنت معتقد است در 150 سال اخير بحثهايي كه در دانشگاه شده همه در اين جهت بوده است . دانشگاه جايي است كه ما بخش عالي فرهنگ را بتوانيم در اختيار قرار بدهيم.
از نظر ايشان ، همچنين نمونه ديگر ، تغيير بنيادي در فرهنگ از دانشگاه انتظار ميرود. ريچارد رورتي در اين بحث از پيشگامان اين ايده است. رورتي معتقد است آدم مطلوب در دانشگاه، ميتواند مسير فرهنگ را تغيير دهد و نقد اساسي فرهنگ در اين موضع از دانشگاه مورد انتظار است. اما افراد ديگر معتقدند جستجوي آرمان واحد در دانشگاه خطاست. اين آرمان واحد چه حقيقت جويي، رهايي بخشي يا .... باشد. برخي معتقدند تكثرگرايي در دانشگاه وجود دارد چون رشته هاي دانشگاهي مختلفي وجود دارد. مثلا مكنتاير معتقد است تدريس يك عمل نيست چون هدف مشخص و واحدي ندارد. ما بايد غايتها را در رشته ها جستجو كنيم. چون هر رشته، براي خودش يك غايت مشخصي دارد. بر اين مبنا نميتوان يك هدف و ماهيت واحدي را براي دانشگاه فرض كرد.
دكتر باقري در ادامه سخنراني خود ، اذعان كردند يكي از آخرين رهاوردهايي كه به عنوان روح يا محتواي دانشگاه مطرح شده مسئله كارآفريني يا منطق بازار است كه از لحاظ مبناي فكري به نئو ليبراليسم تعبير مي شود. در اين موضع ، يك تعبير متفاوتي از دانشگاه مطرح ميشود از جمله حقيقت جويي در اين رويكرد معنايي ندارد بلكه منظور اين است دانشگاه از لحاظ كاربرد و مفيد بودن چه مشكلي را حل ميكند. در اين نگاه، دانشگاه جايي است كه كارآمدي لازم متناسب با رشته تحصيلي را بدست بياورد . شايد انگيزه اين الگو اين بوده است كه در اقتصاد دنيا، ظاهراً رقابت و سرمايه داري همچنان باقي است. انتقال اين منطق بازار ، آرماني است كه در دانشگاه بايد تعقيب شود و دانش را بر حسب اقتصاد تبيين كنيم.
دكتر باقري در ادامه خاطر نشان كردند در ايران صورت گرايي وجود دارد و ما در محتواهاي دانشگاهي عموماً مشكل داريم . چون حقيقت جويي به گذشته ما متعلق شده است. در گذشته علم ، مقدس بود . علم عطيه الهي بود. در گذشته علم انبساط وجودي بوده است. اما الان اين حقيقت جويي كمرنگ شده است . شعار كنوني تبديل ثروت به دانش است . در زمان حال حاضر دانش ارزش ذاتي ندارد بلكه دانش ارزش ابزاري دارد. همچنين در دانشگاههاي ايران ما شاهد بحث و نظر نيسيتم . در حالي كه در دانشگاههاي بزرگ دنيا، سخنرانيها و نشست هاي مختلفي وجود دارد كه اساتيد و دانشجويان تبادل نظر مي كنند. اما در دانشگاههاي ايران ، اين مهم جايي ندارد. در دانشگاههاي ايران اخيراً فقط درس دادن و مقاله نوشتن وجود دارد و اكثر اساتيد بصورت انفرادي كار مي كنند و بحث و تأمل ، نقد و نظر و... در دانشگاههاي ما نهادينه نشده است.
ايشان در ادامه تصريح كردند اگر در جامعه معضلات اجتماعي مثل خودكشي دانش آموزان و... وجود دارد نظريه پردازان ، فيلسوفان تعليم و تربيت ، پژوهشگران و... بايد بتوانند در حل اين معضلات تربيتي و اجتماعي مفيد واقع شود كه ما شاهد اين امر نيستيم. يا اينكه مقالات كنوني ، شايد ساختار مقاله را داشته باشند اما اگر بخواهيم يافته هاي مقاله را بررسي كنيم چيز مهمي از مقاله استخراج نميشود . همچنين در مقالات 4 يا 5 نويسنده وجود دارد در حالي كه يك نفر زحمت اصلي مقاله را بر عهده داشته است. بر اين مبنا ، مقاله هاي صوري در ايران به وفور يافت ميشود .
دكتر باقري در پايان سخنراني خويش تصريح كردند با معضلاتي كه ذكر شد آيا راه برون رفتي وجود دارد ؟ ايشان به چند راهكار در اين زمينه اشاره كردند .
1-راه دبيرستانها نبايد فقط به ورود به دانشگاه ختم شود. چون اين يك تراكم در دانشگاهها ايجاد ميكند و اساتيد را نيز گرفتار مي كند
2-مقالات بايد از خلال بحث و نظر شكل بگيرد . بايد در دانشگاه ها ، سخنرانيها ، نشست ها و نقد و مناظره و... مشهود باشد .
3-بحث عامليت انسان مهم است. در اين زمينه اصلاح ساختاري فقط كافي نيست بلكه عامليت انسان و اصلاح خود استاد ، دانشجو و پژوهشگر نيز مهم است و در نگارش مقالات فقط به دنبال شهرت كاذب نباشيم .
تهیه گزارش از خانم احمدآبادی دانشجوی دکترای فلسفه تعلیم و تربیت