کتاب شناسی دكتر خسرو باقري
متن زیر در مجله سوره، ویژه نامه ی اسفار (شماره 7) به چاپ رسیده است.
کتاب شناسی دكتر خسرو باقري
به قلم دکتر نرگس سجادیه
آثار آقاي دكتر خسرو باقري را مي توان در چند حوزه ي انديشه ورزي، گروه بندي كرد. يكي از دغدغه هاي اساسي و اوليه ي ايشان، پي جويي تربيت اسلامي، تدوين "نظام تربيتي اسلام"، بسط تربيت اسلامي به ساير حيطه هاي تربيت اجتماعي و حرفه اي و نيز پرداختن به چالش هاي نظري و كاربردي پيش روي آن بوده است. اين دغدغه در سه كتاب ايشان پي جويي شده است. كتاب "چيستي تربيت ديني"، و دو جلد كتاب هاي "نگاهي دوباره به تربيت اسلامي" كتابهايي پيرامون اين هدفند.
از سوي ديگر، علائق معطوف به فلسفه ي علم و تبيين رابطه ي فلسفه و علم، منجر به توليد آثار ديگري از آقاي دكتر باقري شده است كه با اين عرصه نزديكي بيشتري دارند. كتاب "خويشتن از هم گسيخته" با نشان دادن نقش قالبهاي نظري در تفسير مشاهدات علمي، يكي از گام هاي نخست اين حركت به شمار مي رود. در مرحله ي بعد، كتاب "هويت علم ديني"، اين دغدغه را به صورتي صريح تر به نمايش مي گذارد و در كتاب "نظريه هاي روان شناسي معاصر"، با پذيرش نقش فلسفه در تكوين نظريه هاي علمي، بررسي فلسفي ديدگاههاي علميِ روانشناسي، به صورت موردي ادامه مي يابد. البته مواجهه ي فلسفي با ديدگاههاي مطرح شده، يكي ديگر از عرصه هاي پژوهشي دكتر باقري است كه كتاب مذكور و نيز كتاب "مباني فلسفي فمينيسم" را دراين حوزه نيز مي توان دسته بندي كرد.
يكي ديگر موضوعات مورد علاقه ي ايشان، تدوين نظام فلسفي تعليم و تربيت جمهوري اسلامي ايران و بسط آن به حوزه هاي كاربردي تر، يعني برنامه درسي و جريان يادگيري و آموزش بوده است. اين موضوع در سه كتاب ديگر، محور قرار گرفته است. دو جلد كتاب "درآمدي بر فلسفه تعليم و تربيت جمهوري اسلامي ايران" و نيز كتاب "الگوي مطلوب آموزش و پرورش در جمهوري اسلامي ايران"، به اين موضوع اختصاص يافته اند.
دغدغه ي ديگر مطرح در آثار ايشان، شناسايي و معرفي چارچوب هاي رشته ي فلسفه تعليم و تربيت و پژوهش در آن بوده است. اين دغدغه، ابتدا به صورت مقدماتي در كتابهايي چون "فلسفه تعليم و تربيت معاصر" و "ديدگاههاي جديد در فلسفه تعليم و تربيت"، مورد توجه قرار گرفته و سپس به صورتي تخصصي تر در كتاب "رويكردها و روش هاي پژوهش در فلسفه تعليم و تربيت" پي جويي شده است.
جريان ديگري از انديشه ي دكتر باقري معطوف به شناسايي، بررسي و نقد ديدگاههاي جديد در فلسفه تعليم و تربيت است كه با وجود همپوشي هايي با دغدغه ي پيشين، نمود متمايزي نيز در آثار ايشان يافته است. كتابهايي چون "نوعمل گرايي و تعليم و تربيت" و "در باب استعدادهاي آدمي" را در اين گروه مي توان طبقه بندي كرد.
1. نگاهي دوباره به تربيت اسلامي (جلد نخست)، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش، چاپ اول، 1368، 196 صفحه

ظهور انقلاب اسلامي و ضرورت پرداختن به تربيت اسلامي و لوازم آن، دردهه ي نخست انقلاب، نياز جديدي را فراروي انديشمندان عرصه ي تعليم و تربيت قرار داد. در اين شرايط، جامعه به نظام تربيتي منسجم و جامعي ازاسلام نياز داشت تا بر مبناي آن، امر تربيت را به پيش برد. كتاب "نگاهي دوباره به تربيت اسلامي"، پاسخي به اين مهم بوده است. از اين رو بايد گفت اين كتاب با هدف طراحي چارچوبي براي نظام تربيتي اسلامي نگاشته شده است.
در اين اثر تلاش شده تا با چارچوبي منسجم، آيات قرآن مورد كاوش قرار گيرد و نظام تربيتي جامعي تدوين گردد. همچنين پرداختن به مباحث مفهوميِ مطرح در عرصه ي تربيت – مانند انسان و نيز مفهوم تربيت-، ارتباط منطقي مباحث را برقرار ساخته و نقشه اي به هم پيوسته و سازوار از تربيت را فراهم آورده است.
از سوي ديگر، ارائه ي چارچوبي روشي براي مرتبط ساختن مباني، اهداف، اصول و روشها به يكديگر، مباحث اين كتاب را زايا ساخته است. به گونه اي كه افراد مي توانند با اتخاذ اين چارچوب روشي، خود به سراغ قرآن روند و برخي مبناها، اصول و روشهاي مغفول در اين اثر را بيابند و به گونه اي منسجم به آن بيفزايند.
2. روان شناسي كودكان محروم از پدر، آدامز، میلز، شِرِف، ترجمه خسرو باقری و محمد عطاران، انتشارات تربیت، چاپ اول، 1370، 243 صفحه

دهه ی هفتاد هجری شمسی مقارن با ظهور نسلی است که به دلیل بروز انقلاب و جنگ تحمیلی هشت ساله، حضور پدران خویش را در زندگی بسیار اندک درک کرده اند. معضلات تربیتی-روانشناختی مترتب بر این محرومیت و راههای جبران این مشکلات، موضوع اصلی این اثر است. باقری و عطاران با انتخاب این اثر و ترجمه ی آن تلاش کرده اند تا به این نیاز زمان خویش پاسخ دهند. این نیاز در قرن بیست و یکم و با وجود پدرانی که بیشتر وقت خویش را در خارج از خانه سپری می کنند هنوز به قوت خویش باقی است. زیرا در این خانواده ها نیز، با وجود حضور فیزیکی پدر، کودکان، عملا از وجود پدر محرومند.
در این کتاب، ابتدا در فصل نخست، نظریه های مربوط به نقش پدر، مورد بررسی مروری قرار می گیرند. سپس در فصل دوم، انواع محرومیت مد نظر قرار می گیرد و موقعیت های آنها تبیین می شود. در فصل سوم، آثار مختلف محرومیت از پدر برشمرده می شود و سپس در فصل چهارم پيشنهادهاي درمانگرانه اي براي رفع يا تقليل آثار ياد شده ارائه مي گردد. فصل نهايي اين اثر نيز به بيان نتايج تحقيقات صورت گرفته در اين زمينه اختصاص دارد. اين اثر در ميان آثار مشابه، از دو ويژگي بارز برخوردار است. نخست آنكه ادعاهاي خويش را با شواهد تجربي و نتايج تحقيقات كافي مستند ساخته است و دوم آنكه، تلاش نموده تا با فراتر رفتن از طرح معضل محروميت و آثارش، راههاي برون رفت از آن را نيز مطرح كند. البته تعدد و تنوع تحقيقات صورت گرفته و عدم جمع بندي مؤلف درباره ي ديدگاه نهايي، استفاده كاربردي از كتاب را با چالش هايي همراه ساخته است.
3. نگاهي دوباره به تربيت اسلامي (جلد دوم)، انتشارات مدرسه، چاپ اول، 1374، 188 صفحه

در اين كتاب نظر بر آن بوده است كه تربيت اسلامي، در زمينه اي عملي و كاربردي، يعني در رويارويي با مسائل تعليم و تربيت معاصر، مورد توجه قرار گيرد. اين مسائل اعم از مسائل نظري و كابردي اند. بخش نخست كتاب به بررسي مسائل مفهومي و ماهوي در تربيت اسلامي، اختصاص يافته است. پرسش از امكان "تربيت اسلامي" به عنوان نقطه ي تلاقي ساحتي عملي – تربيت- و ساحتي ديني، بحث از امكان عملي ظهور و تحقق تربيت اسلامي در دنياي معاصر و تغييرات آن و بررسي نظام مند تعليم و تربيت و در نظر گرفتن آن چون رشته اي دانشگاهي، مباحثي است كه در اين بخش مطرح شده اند.
در بخش دوم كتاب، حوزه مسائل مدني و اجتماعي، مورد توجه قرار گرفته است. در اين زمينه، ابتدا گريز از مطلق نگري و روي آوردن به كثرت گرايي، در مقام يكي از چالش هاي دوران معاصر در برابر تربيت ديني، به طور كلي، و تربيت اسلامي، به طور خاص مورد بررسي قرار گرفته و سپس بحث از امكان تربيت مدني در انديشه اسلامي و جامعه اسلامي ايران و نيز فرايند تحقق آن، به عنوان مساله اي برآمده از جامعه ي مدني مطرح شده است. همچنين مفهوم اجتماعي بودن آدمي، مفهوم جامعه و نيز تربيت اجتماعي در ديدگاه اسلام، در برابر دو ديدگاه رقيب ليبرال و جامعه گرا، به چالش فراخوانده شده و مورد بررسي قرار گرفته است.
بخش سوم، به برخي از مسائل مربوط به حوزه تربيت فني و حرفه اي اختصاص يافته است. دشواري هاي اقتصادي فراگير در كشورهاي مختلف، تربيت فني و حرفه اي را در صدر توجه تعليم و تربيت معاصر قرار داده و برخي جنبه هاي عميق و فلسفي آن را آشكار ساخته است. در اين بخش ابتدا، برخي ديدگاههاي مطرح رد اين عرصه بررسي تحليلي و نقد شده اند و سپس تلاش شده تا در مواجهه اي صريح تر با تربيت حرفه اي، وجوه خاص ديدگاه اسلام به صورت تطبيقي تبيين شوند.
سرانجام، در بخش نهايي كتاب، آسيب شناسي تربيت ديني مورد توجه قرار گرفته است. اين آسيب شناسي با مطالعه ي موردي مساله ي مهدويت به صورتي كاربردي بيان شده است.
4. خويشتن از هم گسيخته: مطالعه وجودگرایانه در باب سلامت ذهن و جنون، رونالد دیوید لنگ، ترجمه خسرو باقری، چاپ اول، 1374، 340 صفحه

اين كتاب داستان تلاش روان پزشكي است كه تلاش مي كند الگوي فهم خويش از بيماران روان پريش را تغيير دهد و بر اين اساس، به رويكرد جديدي براي درمان آنها دست يابد. اما آنچه از اين الگوي جديد فهم مهمتر است، توفيق وي در نشان دادن اين حقيقت است كه الگوهاي نظري ما در مشاهداتمان مداخله مي كنند. اين مداخله، نشان از تاثيرپذيري مشاهدات از الگوهاي نظري و در حالت عام، حاكي از تعامل علم و پيش فرض هاي فلسفي است. از اين رو، شاهدي است كه روايت مابعداثبات گرا را در مورد ماهيت علم تاييد مي كند و علم را به صورتي آميخته با پيشفرض هاي عالِم تصوير مي نمايد.
موفقيت اين اثر، هنگامي بيشتر قابل توجه مي شود كه در ميان بازار داغ تعريف هاي عملياتي، به عنوان تعريف هاي خالي از جنبه هاي نظري، در عرصه ي بيماري هاي رواني جنبه هيا نظري را به ظهور مي رساند و نشان مي دهد كه مشاهدات ما كاملا تحت تأثير و با حضور الگوهاي كلان نظري مان تفسير مي شوند و به صورت شواهد تأييد كننده ي نظريه بكار مي روند.
5. ديدگاههاي جديد در فلسفه تعليم و تربيت، انتشارت نقش هستی، چاپ اول، 1375، 352 صفحه

اين كتاب در دو نوبت چاپ و با انجام تغييراتي به چاپ رسيده است. هدف از نگارش اين كتاب، آشنا نمودن دانشجويان و دست اندركاران رشته فلسفه تعليم و تربيت با انواع مواجهه هاي فلسفي با مسائل تعليم و تربيت است. نويسنده تلاش مي كند تا از اين طريق، تصور اين افراد را در مورد تفكر فلسفي به درستي تكوين بخشد تا در مرحله ي بعد، انگاره اي درست در باره ي فلسفه ي تعليم و تربيت و انواع فعاليت هاي پژوهشيِ امكان پذير در آن، شكل گيرد.
در اين راستا، تلاش شده است تا با تآليف و انتخاب نمونه مقاله هايي مرتبط با نحله هاي مختلف فلسفي مطرح در اين عرصه، فضاي كلي هر ديدگاه به صورت كلي و ضمني منتقل شود. هفت ديدگاه مهم مطرح در رشته ي فلسفه تعليم تربيت در 7 بخش مختلف و هر يك با يك يا چند مقاله معرفي شده اند. ديدگاه تحليلي، نوعمل گرايي، هرمنوتيك، انتقادي، مابعدساختارگرا، واقع گراي انتقادي و مابعد تجدد، از جمله ي اين ديدگاهها هستند. دانشجويان فلسفه و فلسفه تعليم و تربيت مي توانند براي شناسايي، مرزهاي معرفتي رشته ي خويش از اين اثر بهره گيرند.
6. فلسفه تعليم و تربيت معاصر، انتخاب و ترجمه محمد عطاران و خسرو باقری، نشر محراب قلم، چاپ اول، 1376، 372 صفحه

يكي ديگر از آثاري كه تلاش دارد تا فضاي رشته ي فلسفه تعليم و تربيت و مسائل مطرح در آن را نشان دهد، كتاب حاضر است. اين كتاب، مجموعه مقالاتي است كه توسط دكتر باقري و دكتر عطاران انتخاب و ترجمه شده و به همراه مقاله هايي تأليفي در تلاشند تا هندسه ي معرفتي فلسفه تعليم و تربيت را در دنياي معاصر در معرض نمايش قرار دهند.
7. در باب استعدادهاي آدمي: گفتاری در فلسفه تعلیم و تربیت، ایزرییل شفلر، ترجمه خسرو باقری، انتشارات سمت، 1377، 236 صفحه

شناخت فلسفه هاي مختلف تعليم و تربيت و روشهاي پژوهش در آنها، دغدغه ي اساسي ترجمه ي اين اثر است. شفلر در مقام فيلسوفي مهم در ميان فيلسوفان تحليل زبان در عرصه ي فلسفه ي تعليم و تربيت اهميت زيادي دارد. وي تلاش مي كند تا با تحليل زبان عادي رايج در دنياي تعليم و تربيت، واژگان بكاررفته در اين عرصه را واكاوي كند و ابعاد آنها را روشن سازد. در اين كتاب شفلر، با انتخاب واژه ي استعداد و در نظر گرفتن كاربردهاي متداول آن در عرصه ي تعليم و تربيت، ابعاد مختلف اين مفهوم را روشن مي سازد.
8. چيستي تربيت ديني: بحث و گفتگو با پروفسور پاول هرست، مرکز مطالعات تربیت اسلامی، چاپ اول، 1380، 112 صفحه

ماهيت تربيت ديني و نسبت آن با ساير انوع تربيت در برنامه درسي و نيز رابطه ي تربيت ديني با عقلانيت از جمله چالش هاي مهم تربيت ديني در دنياي امروز است. اين چالش ها در مكاتبات متناوبي ميان پروفسور پاول هرست نظريه پرداز فلسفه تعليم و تربيت و دكتر خسرو باقري استاد فلسفه تعليم و تربيت در ايران مورد بحث و بررسي قرار گرفته اند. كتاب حاضر، مجموعه اي از اين مكاتبات به همراه فصل هاي ديگري است كه در راستاي تبيين مفهوم تربيت ديني توسط دكتر باقري نگاشته شده است.
كتاب در چهار فصل تدوين يافته است. فصل نخست كتاب كه دنيوي كردن تربيت نام دارد، حاوي ديدگاههاي عمده ي پاول هرست درباره ي نسبت بين تربيت ديني و تربيت دنيوي (سكولار) است. هرست سخن از تربيت ديني – براي نمونه تربيت مسيحي- را بي معنا مي داند. در فصل بعد، دكتر باقري تلاش مي كند تا امكان، معنا و سازواري در اخلاق و تربيت اسلامي را مورد بررسي قرار دهد. در اين فصل، هدف آن است تا طرحي از تربيت ديني ارائه شود كه با عقلانيت در تعارض نباشد. همچنين در اين فصل، ترديد هرست در ناسازواري مفهوم تربيت اسلامي، معطوف به بُعد تلقيني مفروض در آن در نظر گرفته مي شود و بر اين اساس، الگويي از تربيت اسلامي ارائه مي شود كه از تلقين مبري باشد. در فصل سوم، هرست استدلال هاي دكتر باقري را مورد بحث قرار مي دهد و پاسخ خود را تبيين مي كند. در فصل چهارم نيز در نگاهي كلي، دين، تربيت و الگوهاي عقلانيت مورد بررسي قرار مي گيرند. در اين فصل نيز امكان ارائه ي تصويري از دين و تربيت كه با عقلانيت سازوار باشد، مثبت قلمداد مي شود.
9. مباني فلسفي فمينيسم، دفتر برنامه ریزی اجتماعی و مطالعات فرهنگی، وزارت علوم تحقیقات و فناوری، چاپ اول، 1382، 205 صفحه

این کتاب به بررسی تاریخی تکوین و رشد فمینیسم و پی جویی ریشه های فلسفی آن اختصاص یافته است. توسعه ی درونی و بیرونی فمینیسم باعث شده تا این رویکرد از نهضتی اجتماعی حول محور مسآله ی زنان فراتر رود و در ابعاد مختلف اندیشه ي بشری و با محمل های گوناگونی چون مارکسیسم، لیبرالیسم و فلسفه ی هستی به پیش رود. از سوی دیگر، این دیدگاه، محدود به مرزهای جغرافیایی رویش های نخستین خویش نیز محدود نشده و در بسیاری از کشورهای شرقی و اسلامی نیز به گونه های مختلف مطرح گردیده است. این دو نوع توسعه، باعث شده تا تفکر فمینسیتی به اندیشه ای پیچیده، دارای ویراست های متنوع و آمیخته تبدیل گردد و در بسیاری جنبه های هستی شناختی، انسان شناختی، معرفت شناختی و ارزش شناختی، قابل بحث باشد.
باقری در این اثر کوشیده است تا علاوه بر انجام بررسی نسبتا دقیقی از انواع رویکردهای فمینیستی و سیر تحول آنها، دیدگاههای مختلف فمینستی را از سه منظر مبنایی، يعني انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی بررسی نماید. از این جهت، می توان گفت این کتاب نیز به نحوی در مجموعه ی کتابهای فلسفه ی تعلیم و تربیت قرار می گیرد؛ اثری که تلاش دارد تا با واکاوی رویکردهای رایج فمینستی که نقطه اثر خویش را بر تربیت و فرهنگ نهاده اند، مبانی پشتیبان آنها را مد نظر قرار دهد.
این اثر، بر خلاف روند معمول موجود در جامعه ی ما که بنا را بر بازخوانی سریع و سطحی دیدگاهها و ارائه ی نقدهای سهمگین می نهد، در بیان دیدگاههای مختلف فمنیستی، متانت به خرج داده و تلاش می کند تا به دور از پیش داوری، مبانی آنها را ابتدا به دقت بیان کرده و سپس به گونه ای مدلل نقادی کند. نقادی مستدل و همراه با شواهد پشتیبان را نیز می توان از دیگر امتیازهای این اثر به شمار آورد. اختصار اثر حاضر، از یک سو آن را برای بررسی مروری مناسب واز سوی دیگر، برای بررسی های عمیق، نیازمند توضیح بیشتر ساخته است.
10. هويت علم ديني: نگاهی معرفت شناختی به نسبت دین و علوم انسانی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1382، 323 صفحه

صحبت بر سر ماهيت علم ديني و امكان آن، از جمله مباحث روز حوزه ي فلسفه ي علم است. اين كتاب، در پي آن است تا ضمن بررسي مفهوم علم و سازو كارهاي آن، از يك سو و بحث درباره ي ماهيت دين و لوازم آن از سوي ديگر، امكان ديني بودن علم مورد بحث قرار دهد. اثر حاضر با كاوش درباره ي ماهيت علم، فرايندهاي جاري در آن و نسبت اين فرايندها با فلسفه آغاز مي شود. در اين بخش تلاش مي شود تا با سيري تاريخي در فلسفه علم و بررسي نظريات مختلف درباره ي ماهيت علم، ضمن تبيين چيستي علم، رابطه ي آن با فلسفه نيز مورد بحث قرار گيرد. بر اين اساس، ابتدا هويت علم در دو روايت اثبات گرا و مابعداثبات گرا مورد بررسي قرار گرفته است. در اين بررسي، برخي مسائل مانند رابطه ي مشاهده و نظريه، رابطه ي علم و متافيزيك و نيز ارتباط علم و ارزش محور قرار گرفته اند.
پس از آن، هويت دين و معرفت ديني در سه رويكرد دائره المعارفي، هرمنوتيكي و قبض و بسط تئوريك شريعت بررسي و تبيين شده است. سپس تلاش شده است تا با بازسازي نظريه آخر، رويكرد محقق تحت عنوان نظريه گزيده گويي مطرح شود. نظريه ي گزيده گويي ناظر به معرفت ديني است و دين را مستعد حضور در عرصه ي علم مي داند و معتقد است گزاره هاي مبنايي ديني، مي توانند در نقش پيش فرض هاي عالِم، در علم نقش آفريني كنند و در نهايت و پس از طي طريق مرسوم در علم تجربي، موجد دست آوردهايي علمي باشند. اين دست آوردها را به جهت برآمدن از اين پيش فرض ها، مي توان علم ديني خواند.
در بخش آخر كتاب نيز نمونه اي از پيش فرضي انسان شناختي برآمده از متون اسلامي ارائه شده كه به ادعاي نويسنده، مي تواند سنگ بناي علوم تجربي ناظر به تعليم و تربيت باشد.
11. نوعملگرايي و فلسفه تعليم و تربيت: بررسی پیامدهای دیدگاه ویلارد کواین و ریچارد رورتی در تعلیم و تربیت، موسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، 1386، 245 صفحه

شناخت رويكردهاي جديد و مطرح در فلسفه تعليم و تربيت، از اهميت زيادي برخوردار است. اين اهميت از يك سو معطوف به بحث ها و مسائل مطرح در فضاي علمي رشته ي فلسفه تعليم و تربيت و ورود به آنهاست و از سوي ديگر، ناظر به نقادي رويكردها و استفاده از قابليت هاي بومي براي مناظره با آنهاست. يكي از رويكردهاي جديدي كه در سالهاي اخير در فلسفه ي تعليم و تربيت به ظهوررسيده است، ديدگاه نوعمل گرايي است.
ديدگاه نوعمل گرايي، از جنبه هاي مختلف مي تواند مهم تلقي شود. نخست آنكه اين ديدگاه ريشه در انديشه ي عمل گرايي ديويي دارد؛ انديشه اي كه هنوز هم اثرات انقلابي آن بر دنياي تعليم و تربيت قابل ملاحظه و رديابي است و بسياري از روشهاي جديد تدريس و يادگيري متأثر از آن است. دوم آنكه، اين انديشه با رهبري كواين و رورتي، تلاش كرده است تا از محدوديت ها، انحصارطلبي ها و اشتباهات عملگرايي عبور كند و در فضايي جديد، مسائل فلسفه ي تعليم و تربيت را طرح نموده و مورد نقادي و ارزيابي قرار دهد.
اين كتاب، در سه بخش كلي تدوين گشته است. در بخش نخست، آراي فلسفي انديشمندان اين ديدگاه تبيين شده است و بخش دوم به بررسي نتايج تربيتي اين ديدگاههاي فلسفي اختصاص داده شده است. در بخش سوم نيز ديدگاههاي فلسفي و نتايج تربيتي بيان شده مورد نقد و ارزيابي قرار گرفته است. تفكيك ميان نظر و نقد آن را كه در اين اثر صورت گرفته است، مي توان از نقاط بارز آن به شمار آورد.
12. نظريه هاي روان شناسي معاصر: به سوي واقع گرايي سازه گرا، خسرو باقری و زهره خسروي، نشر علم، چاپ اول، 1387، 312 صفحه

كتاب حاضر نظريه هاي روانشناسي معاصر را از منظر فلسفه علم بررسي مي كند و زيرساخت هاي فلسفي آنها را مورد نقادي قرار مي دهد. همچنين در برخي فصل هاي آن تلاش شده تا با در نظر گرفتن ديدگاهي فلسفي، اقتضائات آن در روان شناسي تبيين شوند. اين اثر در 9 فصل تدوين شده است كه هر فصل، خود، مقاله اي متمايز است. در فصل نخست، پيش فرض هاي فلسفي و زمينه مندي هاي فرهنگي روان شناسي معاصر شامل رفتارگرايي، روانكاوي، روانشناسي گشتالت و پياژه بيان شده و تفصيل يافته اند. در فصل دوم، نظريه ي آيزنك در تبيين صفات مورد ارزيابي و نقد قرار گرفته است. معرفت شناسي پياژه و ديدگاههاي نوپياژه اي، موضوع فصل هاي سوم و چهارمند. فصل پنجم و ششم به بررسي ديدگاه جرج كِلي در باب سازه هاي ذهني اختصاص دارد. در فصل هفتم نيز، شناخت گرايي سيبرنتيك از منظر هدفمندي انسان مورد بررسي قرار مي گيرد.
13. درآمدي بر فلسفه تعليم و تربيت جمهوري اسلامي ايران: اهداف، مباني و اصول (جلد نخست)، شرکت انتشارت علمی و فرهنگی، چاپ اول، 1387، 356 صفحه

فلسفه تعليم و تربيت در هر نظام آموزشي، مانند سنگ ترازويي است كه وزن فعاليت هاي عملي تعليم و تربيت را نشان مي دهد و همچون معياري عمل مي كند كه ميزان افزودن و كاستن بر اين فعاليت ها را مشخص مي سازد. به سخن ديگر، اين سند، نقشه ي جامع، واحد و منسجمي است كه همه ي فعاليتهاي آموزشي و تربيتي را در راستايي ويژه قرار مي دهد و تشتت، پراكندگي و نابساماني هاي اين حوزه را رفع مي كند. با اين همه، تا پيش از سال 1380، با وجود تلاشهاي پراكنده، چنين سند جامعي بدين منظور طراحي نشده بود. اين كتاب در جهت پاسخگويي به اين نياز نظري و عمليِ نظام آموزش و پرورش جمهوري اسلامي ايران تدوين شده است.
در كتاب حاضر، تلاش شده است تا با نظر به متون ديني اسلام، چارچوبي براي انديشة تربيتي فراهم گردد و درضمن آن، معيارهايي به دست داده شود كه به كمك آنها بتوان در مورد پديده هاي جاري در محيط هاي آموزش و پرورش، طراحي و تأمل نمود. همچنين دغدغه ي نويسنده در طرح مباحث، انتخاب روشي تطبيقي براي بيان ديدگاه مطلوب در مقايسه با ديدگاههاي رايج در دنياي علمي معاصر بوده است.
در اين كتاب، ضمن بررسي جامع و دقيق نظريه هاي موجود درباره ي تربيت اسلامي و محتواي آن، تلاش مي شود تا با فراهم آوردن مباني هستي شناختي، انسان شناختي، معرفت شناختي و ارزش شناختي سازوار با متون ديني، اهداف، اصول و روشهاي تربيتي متناظري تدوين گردند. تصريح مباني و اهداف و اصول در اين اثر، اين امكان را فراهم مي آورند تا بتوان آن را در مقام محك سنجش نظريه هاي جديد مطرح و نيز جهت بخش فعاليت هاي تربيتي بكار گرفت.
14. الگوی مطلوب آموزش و پرورش در جمهوری اسلامی ایران، انتشارات مدرسه، چاپ اول، 1389، 264 صفحه

يكي از دغدغه هاي دكتر باقري، تدوين چارچوبي منسجم براي تعليم و تربيت جمهوري اسلامي ايران بوده است. اين دغدغه در بخش قابل توجهي از آثار ايشان پي جويي شده است. كتاب حاضر در ادامه ي تلاش براي طراحي الگو براي تعليم و تربيت در جمهوري اسلامي ايران و پس از طراحي دو الگوي انتزاعي تر در آثار پيشين معنا مي يابد. پس از آنكه در جلد نخست فلسفه تعليم و تربيت جمهوري اسلامي ايران، انتزاعي ترين مفهوم از الگو – به معني فلسفه ي نظام تربيتي- مطرح شد و اين الگو در جلد دوم از اين كتاب با ارائه ي اصولي انتزاعي براي هدايت برنامه هاي درسي به سطوح عملي تربسط يافت، در اين اثر، كاربردي ترين سطح از الگو، يعني روابط و فرايندهاي موجود در كلاس درس و تعامل معلم و شاگرد مد نظر قرار گرفته است.
در اين اثر، تلاش شده تا الگوي تدوين يافته به سطوح روانشناختي نزديك شود و با تكيه بر مباني فلسفي به دست آمده در آثار پيشين، اصول اساسي يادگيري و تدريس و استعاره ي تجسم ساز آن مطرح شود. يكي از امتيازات اين كتاب، بهره گيري از مفهوم استعاره براي نشان دادن انواع مختلف تعامل معلم و شاگرد و گونه هاي مختلف يادگيري و تدريس است. اين استعاره ها، با تلخيص و تجسم بحث، نگاهي كاربردي تر به خواننده مي دهند و باعث مي شوند تا وي با برگرفتن مؤلفه هاي اساسي يك ديدگاه، خود، در عمل به بسط و تصحيح آن پردازد.
كتاب در 6 فصل تدوين شده است. در فصل نخست، هدف، ارائه ي دورنمايي از مساله ي ارتباط معلم و شاگرد است. فصل دوم، نظريه ها و الگوهاي يادگيري را با نگاهي انتقادي مورد بررسي قرار داده و تلاش كرده است تا ضرورت پرداختن به الگويي جديد را مستند سازد. در فصل سوم، مباني نظري به دست آمده در آثار پيشين كه نقاط عزيمت طراحي الگو در اثر اخيرند، مورد توجه قرار گرفته اند. فصل چهارم و پنجم نيز به ارائه ي الگوهاي مطلوب يادگيري و آموزش اختصاص يافته است و بر اين اساس، در فصل ششم پيشنهادهايي براي بهبود نظام تعليم و تربيت ارائه شده است.
15. رويكردها و روش هاي پژوهش در فلسفه تعليم و تربيت، خسرو باقری با همکاری نرگس سجادیه و طیبه توسلی، انتشارات پژوهشکده فرهنگی و اجتماعی، چاپ اول، 1389، 453 صفحه

انجام پژوهش، همواره محتاج پیروی از روشی است که قادر باشد واقعیت را به گونهای عمیق مورد بررسی قرار دهد و به تبیینی مدلل و مستند دست یابد. پيروي از روش، منجر به رهايي پژوهش از پيش داوري هاي محقق مي شود و آن را به واقعيت نزديك مي سازد. حوزه ی فلسفه تعلیم و تربیت نیز یکی از عرصه هاي معرفت بشري است؛ عرصه ای که محتاج واکاوی، کاوش، شناخت ضعفها و کاستی ها و ارائه ی راه حلهای مناسب برای مسائل مطرح و بنابراين نيازمند روش است.
همچنين، گره خوردن تعلیم و تربیت با مولفه های مختلف، پیچیدگی واقعیت رخداده در آن و تنوع موقعیتها و موضوعات مطرح در آن، ما را بر آن می دارد تا در واکاوی مسائل آن از اعتماد صرف به روشهای تحقیق موجود فراتر رویم و روشهای پژوهشی متعدد و متنوعی را بکار گیریم. ادعای بسیاری از اندیشمندان معاصرآن است که قالب روشهای کمی به تنهایی قادر به رصد همه ی زوایای پیدا و پنهان امر تربیت و مسائل مربوط بدان –انسان و دانش- نیست و برای به دام انداختن این جنبه های تاریک، باید به روشهای دیگری اندیشید. ظهور روشهاي كيفي تحقيق پاسخي به اين نياز اساسي بوده است.
از سوي ديگر، چالش اساسی موجود رويكردهاي كيفي، عدم ارائه ی الگویی برای انجام پژوهش بر اساس آنها و ابهام موجود در بکارگیری آنهاست. مشخص نبودن پیش فرض های فلسفی رویکردهاي پژوهشی، اصول حاکم بر آنها و نیز گام های متوالی مورد نیاز در انجام پژوهش بر اساس آنها، باعث شده است تا در عرصه ی این نوع پژوهشها، اغتشاشهای مفهومی رخ نماید و انجام پژوهشهايي از این دست را با چالش مواجه سازد.
اثر حاضر با دغدغه ي حل اين مساله، در پي سامان دهي و فراهم آوردن ساختارهاي كلي پژوهش در اين عرصه ي تحقيقي است. مشخص شدن اين ساختارهاي روشي، افق هاي جديدي در عرصه ي پژوهش هاي فلسفه ي تعليم و تربيت خواهد گشود و مي تواند منجر به انجام پژوهشهايي معتبر و جديد گردد.
16. درآمدي بر فلسفه تعليم و تربيت جمهوري اسلامي ايران (جلد دوم)، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول، 1390، 420 صفحه

تدوين جلد نخست فلسفه ي تعليم و تربيت جمهوري اسلامي، طليعه هاي نخستين نظام فلسفي پشتيبان نظام تربيتي را روشن ساخت اما چگونگي ورود مباني، اصول و اهداف ذكر شده در آن، به نظام تربيتي، هنوز با ابهام مواجه بود. اثر حاضر در پي آن است تا با در نظر گرفتن مباني، اصول و اهداف مذكور در عرصه ي برنامه درسي و استنباط دلالتهاي آنها، گام نخست اين ورود را بردارد و فلسفه تعليم و تربيت تدوين شده را بسط دهد.
در اين راستا، ابتدا تلاش شده است تا با تكيه بر خطوط كلي فلسفه تعليم و تربيتِ ترسيم شده در جلد نخست، رويكرد كلي به برنامه درسي، در دو حوزه ي دانش و ارزش تبيين شود و سپس اين رويكرد در درسهاي مختلفي موجود بكار گرفته شود. در رويكرد اساسي، پيوستاري از تعليم و تربيت ترسيم شده كه در يك قطب آن تعليم – ناظر به وجه دانشي اين فعاليت - و در قطب ديگر آن، تربيت – ناظر به جنبه ي ارزشي آن - قرار دارد. رويكرد اتخاذ شده در قطب تعليم، واقع گرايي سازه گرا است و در بحث ارزشها نيز ديدگاه سنت گراي تحولي معرفي شده است. اين دو رويكرد تلاش مي كنند تا ضمن تكيه بر واقعيتها و نيز حفظ ميراث فرهنگي و علمي، پويايي و تحول را بدان بيافزايند و علم و اخلاق را به اموري سترون و منجمد تبديل نسازند. همچنين تلاش شده است تا براي نوع ارتباط ساختاريِ حوزه هاي مختلفِ برنامه درسي نيز ديدگاهي ارائه شود.
در گام بعد، بر اساس دست آوردهاي مرحله ي نخست و نيز با تكيه بر اهداف واسطي، مباني و اصول بيان شده در جلد نخست، و با تركيب اين ديدگاهها با فلسفه ي معرفت بشري در حوزه هاي خاص، اصولي فلسفي براي برنامه درسيِ سه درس اساسي – تاريخ، علوم تجربي و رياضي- مطرح شود. اين اصول در قالب ساختاري چهارگانه شامل محتوا، تدريس و يادگيري و ارزشيابي مورد بحث قرار گرفته اند. روشن بودن ساختار بحث ها، امكان بسط اين بررسي به ساير دروس را نيز فراهم ساخته است.